تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
( ( 3486 ) ) صورت بىصورت بىحدّ غيب ز آينهء دل تافت بر موسى ز جيت ( ( 3487 ) ) گر چه اين صورت نگنجد در فلك نى به عرش و فرش و دريا و سمك ( ( 3488 ) ) ز انكه محدود است و معدود است آن آيينهء دل را نباشد حد بدان ( ( 3489 ) ) عقل اينجا ساكت آيد يا مضل ز انكه دل با اوست يا خود اوست دل ( ( 3490 ) ) عكس هر نقشى نتابد تا ابد جز ز دل هم با عدد هم بىعدد ( ( 3491 ) ) تا ابد نو نو صور كايد بر او مىنمايد بىحجابى اندر او ( ( 3492 ) ) اهل صيقل رسته‌اند از بو و رنگ هر دمى بينند خوبى بىدرنگ ( ( 3493 ) ) نقش و قشر علم را بگذاشتند رأيت عين اليقين افراشتند ( ( 3494 ) ) رفت فكر و روشنايى يافتند برّ و بحر آشنايى يافتند ( ( 3495 ) ) مرگ كاز وى جمله اندر وحشتند مىكنند آن قوم بر وى ريشخند ( ( 3496 ) ) كس نيابد بر دل ايشان ظفر چون صدف گشتند ايشان پر گهر ( ( 3498 ) ) تا نقوش هشت جنت تافته است لوح دلشان را پذيرا يافته است ( ( 3499 ) ) برترند از عرش و كرسى و خلا ساكنان مقعد صدق خدا صد نشان دارند و محو مطلقاند چه نشان بل عين ديدار حقاند

آيه

« * ( وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ 27 : 12 . . . » ( 1 ) ( » يا موسى « دست را در گريبان خود ببر ، سپس بيرون بياور دست تو سفيد و درخشنده خواهد گشت بدون اين كه آسيبى به تو برسد ) . اين مضمون در چند آيه از قرآن مجيد آمده است : « وَنَزَعَ يَدَه فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ . » 7 : 108 ( 2 ) « وَاُضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى . » 20 : 22 ( 3 )

هامش
( 1 ) سوره النمل ، آيهء 12 . .
( 2 ) سوره الاعراف ، آيهء 108 . .
( 3 ) سوره طه ، آيهء 22 . .