تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
گفتيم كه اصل اولى در بارهء يك ايده كه براى فردى تثبيت شده است ، دفاع و مقاومت در مقابل عوامل مخالف آن است . اين اصل مانند يك قانون طبيعى مىباشد . اگر ايدهء مفروض با روش يك اجتماع موافق است ، به اين معنى كه تمام افراد اجتماع به همان ايده عقيده مند بوده ، از جهات قانونى اجتماعى و سياسى نيز رسميت دارد ، در اين صورت جاى هيچ ترديد نيست كه تثبيت ايدهء مفروض و دفاع از آن هيچ محذور منطقى نخواهد داشت . يعنى با نظر به لزوم آسايش فكرى افراد اجتماع و احترام به آن اشكالى وجود ندارد . در اجتماعى كه با عقيدهء مفروض مخالف است ، شخص مىتواند از آزادى بيان تا آن جا كه به زندگانى تثبيت شدهء يك اجتماع خللى وارد نسازد بهره بردارى كند و در بارهء آزادى بيان در مباحث گذشته تا حدودى بررسى كرده‌ايم و در آن مباحث بيك نتيجهء دادگرانه و قطعى كه رسيديم اين بود كه هر گونه اظهار عقيدهء مخالف آزاد است ، تنها به يك شرط بسيار ساده و امكان پذير ، و آن شرط اين است كه ابراز عقايد مخالف يا براى هوى و هوس و شهرت طلبى و مقام دوستى است و يا براى بيان واقعيات ، به هر تقدير بايستى اين عقايد مخالف در ميان افرادى مطرح شود كه متخصص علوم مربوط به آن عقايد مىباشند ، ممكن است سالها اين عقايد در بوته آزمايشات فكرى ولى پس از ثبوت واقعيت آنها نه تنها ممكن است بلكه لازم است كه آن عقايد به تمام جامعه و بلكه به تمام جوامع ابراز شود ، اگر چه اصلهاى تثبيت شدهء قبلى را دگرگون خواهد كرد و اگر واقعيت آن عقايد تثبيت نشده است ، به جهت جلوگيرى از اضطراب افكار جامعه به وسيلهء مطالب پا در هوا و ثابت نشده يا آن عقايد را منتشر نسازند ، يا اگر بخواهند منتشر كنند بايستى با مقدمات و بياناتى باشد كه در افكار افراد اضطراب بىنتيجه ايجاد نكند . اما در اجتماعات بىطرف مسئله آسانتر از اجتماع مخالف است ، زيرا - اجتماع خود بىطرفى خويش را تثبيت كرده است و نمىتواند مزاحمتى با فرد مخالف داشته باشد . با اين حال بيان عقيده و دفاع از آن در حدود منطقى نبايستى در هيچ يك