مقام هستى روانهام ساخت .
كار من بر عكس كار آدم عليه السلام شده است ، نانى او را از بهشت بيرون كرد و نانى مرا به بهشت رهنمون شد .
من پس از اين ديدار ديگر از نان و آب رهايى پيدا كردم ، من در اين بارگاه مانند فلك كه بدون توقع روى اين بارگاه مىگردد خواهم ماند .
در جهان هستى هيچ موجودى بدون غرض و بدون هدف كه خارج از خود آن موجود است حركت نمىكند مگر عاشق كه تمام موجوديت او پيرامون عشق مىگردد و غرضى غير از خود عشق كه شخصيت عاشق را رشد يافته نشان مىدهد ندارد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 334
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٣٤