تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
سازند آن عرب پيش از آن كه حاجت خود را بگويد ، آنها احتياج او را درك كردند - زيرا آنها نمىگذاشتند كه صاحب حاجت آبروى خود را به عنوان قيمت در دست خود گرفته ، براى خريد مال محقر آن را در معرض مبادله بگذارد . آنان پيش از سؤال عطا مىكردند . آنان شروع به احوال پرسى كردند كه اى بزرگ عرب ( وجه عرب ) از كجا مىآيى ؟ در راه به شما چه گذشته است ؟ گفت : اگر براى من وجهى بدهيد من در نتيجه وجه العرب ( بزرگ عرب ) خواهم گشت . روى شما نشانه بزرگى را نمودار مىسازد ، شكوه شما بهتر از طلاى خالص است ، شماييد كه ديدار از شما مانند صدها ديدار است . ديدار شما آن چنان با ارزش است كه بايستى دينارها نثار ديدارتان گردد . شما كه با نور خدايى در انسانهاى مستمند مىنگريد ، براى اين است كه حق تعالى شما را براى بخشش به مخلوقات آفريده است . شما نظرهاى كيميايى خويش را به مسهاى بىنوايان بزنيد تا آنها طلا شوند . من به هواى دينار آمده بودم ، ولى هنگامى كه به اين بارگاه رسيدم مست ديدار شدم . مثل من مثل كسى است كه رفت تا از نانوايى نان بخرد ، ولى هنگامى كه حسن و زيبايى نانوا را ديد جان در راه او از دست داد . مانند آن كس است كه براى تماشا و تنزه به گلستان رفت ولى جمال باغبان او را به خود جلب كرد . مانند اعرابى كه آمده بود از چاه آبى بكشد ولى دلو او يوسف را از چاه بالا آورد . او به جاى آب معمولى آب حيات از روى دلارام يوسف آشاميد . موسى عليه السلام به سراغ آتش رفته بود ولى او نور آتشينى ديد كه از آتش رها شد . عيسى عليه السلام هم براى رهايى از دست دشمنان بر جست كه برود و خود را نجات
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 332 | محمد تقي جعفري