چه تشبيه زيبايى جلال الدين در اين مورد مىكند كه مىگويد : كسى كه به روشنايى آفتاب در ديوار عاشق شود هنگامى كه آن روشنايى رفت دست او تهى خواهد گشت و اين اندازه هنوز نهايت حقيقت نيست ، بلكه چون فريب روشنايى آفتاب را در ديوار خورده است درك نخواهد كرد كه اين شعاع از ديوار كشيده مىشود و به منبع اصلى خويش باز مىگردد ، آن منبع اصلى كه ميلياردها از اين شعاعها كه در ديوار نمودار است در مقابل آن ناچيز است . ( 1 ) اگر درست دقت شود جلال الدين در اين ابيات باز به همان اصل صورت و معنا يا به اصطلاح افلاطون ظواهر طبيعت و مثل اشاره مىكند .
( ( 2812 ) ) جزء يك رو نيست پيوسته به كل
ور نه خود باطل بدى بعث رسل
اگر رابطه ميان انسان و خدا رابطهء جزء و كل بود بعثت پيامبران باطل و بىهوده بود
اگر چه جلال الدين مانند بعضى ديگر از متفكرين رابطه ميان انسان و خدا را عرفا رابطهء جزء و كل معرفى كرده است ، ولى بارها گوشزد مىكند كه اين همان نسبت جزء و كل معمولى نيست كه كل عين اجزاء بوده باشد - زيرا در اين صورت بعثت پيامبران و مسئوليتها و كيفر و پاداش همگى باطل و بىهوده مىگشت ، او در
هامش
( 1 ) مثالى كه جلال الدين براى مقصود خود شعاع آفتاب در ديوار مىزند از نظر عملى صحيح نيست كه زيرا شعاعى كه از آفتاب مىتابد فتونهايى است كه در فضا مستهلك مىشود و به منبع خويش كه آفتاب است برمى گردد ، چنان كه متذكر شديم تشبيه به امواج دريا كه در حقيقت خود همان دريا به اضافهء فشار هوا است بهتر به نظر مىرسد ، ولى تشبيهى را كه جلال الدين مىكند از نظر اين كه خورشيد هم از نظر ضرورت و هم از نظر زيبايى جالب تر است مناسب مىباشد . .