تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
به قول افراد معمولى خود را جا زده‌اند . اينان با كوته نظرى كه دارند هدفهاى خود را محدود و مشخص انتخاب كرده مانند همان اشخاص گروه اول قدرت گسترش روحى را ندارند ، « اگر چه قلمرو كارها و تكاپوهاى خود را با اهميتتر جلوه مىدهند » اينان مىتوانند به نوبت خود سنگلاخهاى بزرگى براى راه پيش رفت بشرى ايجاد كنند . براى توضيح كامل اين مطلب مجبوريم يك مثال بيان كنيم ، مثالى كه متذكر مىشويم در بارهء پيش گامان دانش است ، ولى مىتوان آن را به تمام مزاياى انسانى قابل تطبيق ساخت . در قلمرو دانش با دو گروه از دانشوران روبه رو هستيم : گروهى هستند كه واقعاً عظمت دستگاه هستى را درك كرده به جهت شخصيت بزرگى كه دارند هدفهاى علمى را به طورى انتخاب مىكنند كه به اصطلاح در يك سيستم بسته محدود نشود . اينان مىتوانند به قول جلال الدين به سراغ گلستان بروند ، ولى با درك عالى كه دارند جمال باغبان آنها را جلب كند و با درك جمال و عظمت باغبان حتى ساير گلها را هم كه نديده‌اند حدس بزنند كه اين باغبان با اين قدرت مىتواند ميليونها از اين گلستانها را ايجاد كند . به عقيدهء ما اينان هستند كه گردونه تاريخ علم را به جلو مىرانند . اينان هستند كه موتور بسيار با عظمت ماشين علم را نيرو مىبخشند . گروه ديگر از اول هدف مشخص خويش را در شناسايىها انتخاب كرده ، آن چنان روى همان هدفها ميخكوب مىشوند كه گويى نه تنها براى آنها بلكه براى هيچ كس در دنيا مسئلهء ديگرى مطرح نيست . بياييد اين مطلب را با يك وجه ادبى هم متذكر شويم : اينان ليلى را پيدا كرده تمام جهان را مىخواهند در چشم و ابروى ليلى خويش بخوانند . تاريخ دانش را ورق بزنيد خواهيد ديد كه اين گونه دانشوران « به اصطلاح » به طور فراوان پيدا شده‌اند . همين ديروز بود كه فرويد ليلاى خود « غريزهء جنسى » را در حجله نشانيده براى او غزلها مىساخت .