نمىتوانى به درون حمام به روى ، وقتى كه به درون حمام رفتى بدنها را بدون جامه خواهى ديد .
اكنون مىتوانى اين حقيقت را تصور كنى كه تا نتوانى اين جنبهء مادى خويش را از دست بدهى راهى به عالم معنى نخواهى يافت . آگاه نبودن تن ز جان ، مانند آگاه نبودن جامه ز تن مىباشد . چنان كه جامه نخواهد گذاشت تن را ببينى همچنين تن نخواهد گذاشت روح را ببينى ؟
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 326
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٢٦