در بيان آن كه چنان كه گدا عاشق كريم است كريم هم عاشق گدا است اگر گدا را صبر بيش بود كريم بر در او آيد و اگر كريم را صبر بيش بود گدا بر در او آيد اما صبر كمال گدا و نقص كريم است
( ( 2744 ) ) بانگ مىآيد كه اى طالب بيا
جود محتاج گدايان چون گدا
( ( 2745 ) ) جود محتاج است و خواهد طالبى
همچنان كه توبه خواهد تايبى
جود مىجويد گدايان و ضعاف
همچو خوبان كآينه جويند صاف
( ( 2746 ) ) روى خوبان ز آينه زيبا شود
روى احسان از گدا پيدا شود
( ( 2748 ) ) چون گدا آيينهء جود است هان
دم بود بر روى آيينه زيان
( ( 2747 ) ) پس از اين فرمود حق در و الضحى
بانگ كم زن اى محمد بر گدا
( ( 2749 ) ) آن يكى جودش گدا آرد پديد
وين دگر بخشد گدايان را مزيد
( ( 2750 ) ) پس گدايان آينهء جود حقند
وان كه با حقند جود مطلقند
( ( 2751 ) ) وان كه جز اين دواست او خود مرده است
او بر اين در نيست نقش پرده است
آيه
« وَأَمَّا اَلسَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ . » 93 : 10 ( اما مستمند سائل را با بانگ زدن محروم بر مگردان . )
( ( 2745 ) ) جود مىجويد گدايان و ضعاف
همچو خوبان كآينه جويند صاف
عطا و بخشش خود طالب مستحق است
اگر چه مىتوان كمبود زندگانى بىنوايان را با يك محاسبات اجبارى تأمين كرد چنان كه دين مقدس اسلام هم تأكيد شديد مىكند و اداره معيشت بىچارگان را تكليف قطعى اجتماع مىداند .