تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
گروهى خود را آمادهء ديدار خليفه مىكنند ، بارگاهى است كه گويى خلايق از خاص و عام ، از سليمان تا بمور حالت زندگى پيدا كرده چنان در جنب و جوش و تقلا هستند كه گويى اسرافيل در صور دميده و مردگان زنده گشته و در تكاپو افتاده‌اند . هر كس مطابق خواستهء خود با مراد خويش هم آغوش گشته است ، اهل صورت مزاياى صورت پيدا مىكنند اهل معنا به درياى معانى فرو مىروند . افراد بىهمتى كه در زندگانى حركتى نداشتند در آن بارگاه داراى همت شده‌اند و مردم با همت به نتايج همت خود رسيده‌اند .