تفسير آيهء كريمهء * ( مَرَجَ اَلْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ ) 55 : 19 - 20
( ( 2571 ) ) اهل نار و اهل نور آميخته
در ميانشان كوه قاف انگيخته
اهل نار و نور با هم در ميان
در ميانشان بحر ژرفى بىكران
( ( 2572 ) ) همچو در كان خاك و زر كرد اختلاط
در ميانشان صد بيابان و رباط
( ( 2573 ) ) همچنان كه عقد در در و شبه
مختلط چون ميهمان يك شبه
صالح و طالح به صورت مشتبه
ديده بگشا كه تو گردى منتبه
( ( 2574 ) ) بحر را نيميش شيرين چون شكر
طعم شيرين رنگ روشن چون قمر
( ( 2575 ) ) نيم ديگر تلخ همچون زهر مار
طعم تلخ و رنگ مظلم قيروار
( ( 2576 ) ) هر دو بر هم مىزنند از تخت و اوج
بر مثال آب دريا موج موج
( ( 2577 ) ) صورت بر هم زدن از چشم تنگ
اختلاط جانها در صلح و جنگ
( ( 2578 ) ) موجهاى صلح بر هم مىزنند
كينه ها از سينه ها بر مىكنند
( ( 2579 ) ) موجهاى جنگ بر شكل دگر
مهرها را مىكند زير و زبر
( ( 2580 ) ) مهر تلخان را به تلخى مىبرد
تلخ با شيرين كجا اندر خورد
( ( 2581 ) ) تلخ شيرين زين نظر نايد پديد
از دريچهء عاقبت تانند ديد
( ( 2583 ) ) چشم آخر بين تواند ديد راست
چشم آخور بين غرور است و خطاست
( ( 2584 ) ) اى بسا شيرين كه چون شكر بود
ليك زهر اندر شكر مضمر بود
( ( 2585 ) ) آن كه زيركتر بود بشناسدش
چون كه ديد از دورش اندر كشمكش
و آن دگر بشناسدش چون بو كند
و ان دگر چون دست بنهد كرد رد
( ( 2586 ) ) پس لبش ردش كند پيش از گلو
گر چه نعره مىزند شيطان كلوا
( ( 2587 ) ) و آن دگر را در گلو پيدا كند
و آن دگر را در بدن رسوا كند
( ( 2588 ) ) و آن دگر را در حدث سوزش دهد
خرج آن از دخل آموزش دهد