روايت
« نعم الادام الخل » ( 1 ) ( چه خورشت خوبى است سركه )
اهل نار و نور با هم در ميان
در ميانشان بحر ژرفى بىكران
نمودهاى انسانى و طبيعى مشابه ديده مىشوند ولى از نظر حقيقت ميان آنها فاصلهء زيادى است
هنگامى كه به موجودات انسانى مىنگريم ، مىبينيم همهء آنان در داشتن اعضاى برونى و قواى درونى با يكديگر متشابهاند و همچنين هنگامى كه به پديده هاى طبيعى مىنگريم ، مىبينيم ظواهر آنها كاملًا به يكديگر شبيه هستند .
اين تشابهات كه ميان اشياء ديده مىشود در جهالت و انحراف ما از حقيقت نقش بسيار بزرگى را در عهده دارند . ما دو انسان را مىبينيم كه از همه جهات با يكديگر مساوى هستند ، يعنى چشم دارند و گوش دارند و دست و پا و جهاز هاضمه و دل و كبد و ساير اجزاء را هر دو دارا مىباشند ، اما وقتى كه با نظر دقيقترى درون آنها را مورد مطالعه قرار مىدهيم ، بينيم فاصله ميان آن دو از بىنهايت تا بىنهايت كشيده شده است .
يكى وجدانى دارد كه گويى : جهانى در درون او است و تمام زندگانى انسانها جزء وجود او هستند و يا عقلى دارد كه اگر شرايط جمع شود و موانع برداشته شود ، مىتواند دستگاه هستى را تا حدود بسيار زيادى درك كند .
نيز فرد ديگرى را مىبينيم كه گويى : يك نيروى ضد وجدانى دارد اگر براى آن هم كميتى در نظر بگيريم بايستى بگوييم : اين نيروى ضد وجدانى
هامش
( 1 ) سفينه ، ج 1 ، ص 424 . .