( ( 2589 ) ) و آن دگر را بعد ايام و شهور
و آن دگر را بعد مرگ از قعر گور
( ( 2590 ) ) ور دهندش مهلت اندر قعر گور
لا بد آن پيدا شود يوم النشور
( ( 2591 ) ) هر نبات و شكرى را در جهان
مهلتى پيداست از دور زمان
( ( 2592 ) ) سالها بايد كه تا از آفتاب
لعل يابد رنگ و رخشايى و تاب
پنج سال و هفت بايد تا درخت
يابد از ميوه رسانى فرّ و بخت
( ( 2593 ) ) باز ترّه در دو ماه اندر رسد
باز تا سالى گل احمر رسد
( ( 2594 ) ) بهر اين فرمود حق عزّ و جل
سورة الانعام در ذكر اجل
( ( 2595 ) ) اين شنيدى مو به مويت گوش باد
آب حيوان است خوردى نوش باد
( ( 2596 ) ) آب حيوان خوان مخوان اين را سخن
جان نو بين در تن حرف كهن
( ( 2597 ) ) نكتهء ديگر تو بشنو اى رفيق
همچو جان او سخت پيدا و رقيق
( ( 2598 ) ) در مقامى هست اين هم زهر مار
از تصاريف خدايى خوش گوار
( ( 2599 ) ) در مقامى زهر و در جايى دوا
در مقامى كفر و در جايى روا
در مقامى خار و در جايى چو گل
در مقامى سركه در جايى چو مُل
در مقامى خوف و در جايى رجا
در مقامى بخل و در جايى سخا
در مقامى فقر و در جايى غنا
در مقامى قهر و در جايى رضا
در مقامى جور و در جايى وفا
در مقامى منع و در جايى عطا
در مقامى درد و در جايى صفا
در مقامى خاك و در جايى گيا
در مقامى عيب و در جايى هنر
در مقامى سنگ و در جايى گهر
در مقامى حنظل و جايى شكر
در مقامى خشكى و جايى مطر
در مقامى ظلم و جايى محض عدل
در مقامى جهل و جايى عين عقل
( ( 2600 ) ) گر چه آن جا آن گزند جان بود
چون بدين جا در رسد درمان بود
( ( 2601 ) ) آب در غوره ترش باشد و ليك
چون به انگورى رسد شيرين و نيك
( ( 2602 ) ) باز در خم او شود تلخ و حرام
در مقام سركه گى نعم الادام
اين چنين باشد تفاوت در امور
مرد كامل اين شناسد در ظهور
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 247
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٤٧