تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
( ( 2589 ) ) و آن دگر را بعد ايام و شهور و آن دگر را بعد مرگ از قعر گور ( ( 2590 ) ) ور دهندش مهلت اندر قعر گور لا بد آن پيدا شود يوم النشور ( ( 2591 ) ) هر نبات و شكرى را در جهان مهلتى پيداست از دور زمان ( ( 2592 ) ) سالها بايد كه تا از آفتاب لعل يابد رنگ و رخشايى و تاب پنج سال و هفت بايد تا درخت يابد از ميوه رسانى فرّ و بخت ( ( 2593 ) ) باز ترّه در دو ماه اندر رسد باز تا سالى گل احمر رسد ( ( 2594 ) ) بهر اين فرمود حق عزّ و جل سورة الانعام در ذكر اجل ( ( 2595 ) ) اين شنيدى مو به مويت گوش باد آب حيوان است خوردى نوش باد ( ( 2596 ) ) آب حيوان خوان مخوان اين را سخن جان نو بين در تن حرف كهن ( ( 2597 ) ) نكتهء ديگر تو بشنو اى رفيق همچو جان او سخت پيدا و رقيق ( ( 2598 ) ) در مقامى هست اين هم زهر مار از تصاريف خدايى خوش گوار ( ( 2599 ) ) در مقامى زهر و در جايى دوا در مقامى كفر و در جايى روا در مقامى خار و در جايى چو گل در مقامى سركه در جايى چو مُل در مقامى خوف و در جايى رجا در مقامى بخل و در جايى سخا در مقامى فقر و در جايى غنا در مقامى قهر و در جايى رضا در مقامى جور و در جايى وفا در مقامى منع و در جايى عطا در مقامى درد و در جايى صفا در مقامى خاك و در جايى گيا در مقامى عيب و در جايى هنر در مقامى سنگ و در جايى گهر در مقامى حنظل و جايى شكر در مقامى خشكى و جايى مطر در مقامى ظلم و جايى محض عدل در مقامى جهل و جايى عين عقل ( ( 2600 ) ) گر چه آن جا آن گزند جان بود چون بدين جا در رسد درمان بود ( ( 2601 ) ) آب در غوره ترش باشد و ليك چون به انگورى رسد شيرين و نيك ( ( 2602 ) ) باز در خم او شود تلخ و حرام در مقام سركه گى نعم الادام اين چنين باشد تفاوت در امور مرد كامل اين شناسد در ظهور
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 247 | محمد تقي جعفري