تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦

« لِيَقْضِيَ الله أَمْراً كانَ مَفْعُولًا وَإِلَى الله تُرْجَعُ اَلأُمُورُ » 8 : 44 . ( 1 ) ( خدا آنها را در ديده گان شما ناچيز مىنماياند و شما را در نظر آنان كم جلوه مىدهد ، تا آن چه را كه خدا خواسته است انجام بگيرد و تمام امور به سوى او باز گشت مىكند ) . « فَعَقَرُوا اَلنَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقالُوا يا صالِحُ اِئْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ اَلْمُرْسَلِينَ . فَأَخَذَتْهُمُ اَلرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ » 7 : 77 - 78 . ( 2 ) ( قوم صالح ناقه را پى كردند و از امر خداوندى روى گردان شدند و به حضرت صالح گفتند : اگر تو واقعاً از پيامبران هستى آن چه را كه به ما وعده مىدهى انجام بده ، زمين لرزه‌اى آنها را گرفت ، و همهء آنان به رو در خاك افتادند ) . « اَلَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا اَلَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْباً كانُوا هُمُ اَلْخاسِرِينَ . فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسى عَلى قَوْمٍ كافِرِينَ » 7 : 92 - 93 . ( 3 ) ( آنان كه شعيب عليه السلام را تكذيب كردند « آن چنان نابود گشتند » گويى در آن سرزمين اصلا زندگى بىنيازى نداشتند ، تكذيب كنندگان شعيب خسارت كاران بودند . شعيب فرمود : اى قوم من رسالتهايى را كه مأمور بودم به شما تبليغ نمودم « اگر عذابى شما را بگيرد » ديگر من تأسفى بگروه كفار نخواهم خورد . )

هامش
( 1 ) سوره الانفال ، آيهء 46 . .
( 2 ) سوره الاعراف ، آيهء 76 و 77 . .
( 3 ) سوره الاعراف ، آيهء 91 و 92 . .