( ( 2466 ) ) پيش چوگانهاى حكم كن فكان
مىدويم اندر مكان لا مكان
ناچيزى موجوديت انسان در مقابل مشيت خداوندى
در بعضى از نسخه مثنوى پيش از بيت فوق ، بيت ذيل را هم ثبت مىكنند :
پرِّ كاهم در مصاف تند باد
خود ندانم در كجا خواهم فتاد
از همهء جوانب كه ملاحظه مىكنيم مىبينيم موجوديت انسانى در مقابل عظمت خداوندى و مشيت او نه تنها ناچيز است ، بلكه اصلا مقايسه نمودن دو موجود با يكديگر هيچ گونه جنبهء منطقى ندارد . يك مثال بسيار ناچيز كه نمىتوان آن را از همه جهت قابل انطباق دانست ، اين است كه روح با آن عظمت هنگامى كه تصورى در بارهء چيزى مىكند ، آن موضوع تصور شده در مقابل روح هيچ گونه قابليت عرض اندام ندارد .
روح شما همان تصور را هر گونه كه بخواهد ايجاد و اعدام مىنمايد ، بدون اين كه آن تصور بتواند كوچكترين موجوديتى در مقابل روح نشان بدهد .
روح مىتواند همان تصور را با تصورات ديگر در هم آميزد يا آن را تفكيك نمايد و در هر موقعى كه بخواهد مثل آن را ايجاد نمايد .
( ( 2477 ) ) در عمارت هستى و جنگى بود
نيست را از هستها ننگى بود
تركيب اجزاء جهان طبيعت است كه منشأ جنگها است
مقصود از اين بيت در مسئله تكاپوى اصداد كاملًا روشن شده است و در آن مبحث توضيح داديم كه براى به وجود آمدن و تشكل موجودات ، جهان اجزاء متضاد