قوانين طبيعت كه همگى ناخود آگاهند مساوى بوده و بىرنگ مىباشند . اين رنگى كه روح بر خود مىگيرد ، ناشى از نيتها و هدفهايى است كه انسان در اين زندگى براى خود انتخاب مىكند .
احتمال چهارم از مكتب وحدت وجود بهره دارى نموده ، مىگويد : تمام موجودات با نظر به اين كه داراى وجود هستند يا از آن جهت كه موجود مىباشند ، در حقيقت وجود با يكديگر اشتراك دارند و آنها در حقيقت مساوى هستند .
اين ماهيات است كه آنها را رنگ آميزى مىكند ، مانند نور كه يك حقيقت است ، ولى افراد آن به جهت عوارض خارج از حقيقت داراى شدت و ضعف بوده از اين جهت با يكديگر اختلاف دارند .
اين احتمال كه به روش جلال الدين نزديكتر است به اين نحو تفسير مىشود كه نور وجود در همه يكسان است ، اين خصوصيات ناشى از موجوديت آنها در جهان هستى است .
البته موسى و فرعون بودن باز به اين اختلاف مربوط نيست ، بلكه مربوط به طرز روش اختيارى آنها در جهان هستى است .
احتمال پنجم از مكتب وحدت موجود بهره بردارى نموده مىگويد : در حقيقت در ديار هستى بيش از يك موجود وجود ندارد و آن هم خدا است و بقيهء اجزاء يا شئون آنند ، همانطور كه جامى در يكى از رباعياتش اشاره كرده و مىگويد :
چون حق به تفاصيل و شئون گشت عيان
مشهود شد اين عالم پر سود و زيان
چون باز روند عالم و عالميان
در رتبهء اجمال حق آيد به ميان
در اين فرض بىرنگى همان حقيقت موجود است كه شائبهء هيچ گونه رنگ و اختلافى در آن وجود ندارد زيرا بسيط الحقيقة بوده و از كوچكترين كيفيت و مقولاتى كه باعث اختلاف مىشود بر كنار مىباشد . اين احتمال اخير را چنان كه در مباحث گذشته گفتيم : نه تعقل و وجدان قبول مىكند و نه كسى تا كنون توانسته است اين مكتب را حقيقتاً اثبات نمايد و سؤالات مربوطه به آن را پاسخ بدهد ، اگر چه براى فرار از بعضى مشكلات مطرح است .