( ( 2466 ) ) پيش چوگانهاى حكم كن فكان
مىدويم اندر مكان و لا مكان
( ( 2467 ) ) چون كه بىرنگى اسير رنگ شد
موسيى با موسيى در جنگ شد
( ( 2468 ) ) چون به بىرنگى رسى كآن داشتى
موسى و فرعون دارند آشتى
( ( 2469 ) ) گر تو را آيد بر اين گفته سؤال
رنگ كى خالى بود از قيل و قال ؟
( ( 2470 ) ) اى عجب كاين رنگ از بىرنگ خاست
رنگ با بىرنگ چون در جنگ خاست
( ( 2471 ) ) چون كه روغن را ز آب اسرشته اند
آب با روغن چرا ضد گشتهاند ؟
( ( 2472 ) ) چون گل از خارست و خار از گل چرا
هر دو در جنگند و اندر ماجرا ؟
( ( 2473 ) ) يا نه جنگ است اين براى حكمت است
همچو جنگ خر فروشان صنعت است
( ( 2474 ) ) يا نه اين است و نه آن حيرانى است
گنج بايد جست اين ويرانى است
( ( 2475 ) ) آن چه تو گنجش توهّم مىكنى
ز ان توهّم گنج را گم مىكنى
( ( 2476 ) ) چون عمارت دان تو وهم و رايها
گنج نبود در عمارت جايها
( ( 2477 ) ) در عمارت هستى و جنگى بود
نيست را از هستها ننگى بود
( ( 2478 ) ) نى كه هست از نيستى فرياد كرد
نيست خود آن هست را واداد كرد
( ( 2479 ) ) تو مگو كه من گريزانم ز نيست
بلكه او از تو گريزان است ايست
( ( 2480 ) ) ظاهراً مىخواندت او سوى خود
وز درون مىراندت با چوب رد
قومى اندر آتش سوزان چو ورد
قومى اندر گلستان با رنج و درد
( ( 2481 ) ) نعلهاى باژگونه است اى سليم
نفرت فرعون را دان از كليم
آيه
« فَكَذَّبَ وَعَصى ، ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعى ، فَحَشَرَ فَنادى ، فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ اَلأَعْلى ، فَأَخَذَه الله نَكالَ اَلآخِرَةِ وَاَلأُولى » 79 : 21 - 25 ( 1 ) هر چه كه فرعون آيات الهى را به وسيلهء موسى عليه السلام ديد » باز تكذيب نموده
هامش
( 1 ) سوره النازعات ، آيهء 21 تا 25 . .