( ( 2422 ) ) آن كه از كبرش دلت لرزان بود
چون شوى چون پيش تو گريان شود
اظهار درماندگى نيرومند هيجان روحى شگفت انگيزى توليد مىكند
يكى از پديده هاى روحى ما كه هنوز كاملًا توضيح داده نشده است ، هنگامى بروز مىكند كه شخص مقتدرى را كه از همه جهات بر يك فرد يا به يك جامعه استيلا و برترى داشته است و اين انسانها در زير بار قدرت او درمانده بودند - چنان ناتوانى احاطه نمايد كه در مقابل همان انسانهاى ناتوان ابراز ناتوانى و پستى و خوارى نمايد .
اين پديدهء روانى كه براى شاهد اين منظره نمودار مىگردد ، نمىتوان گفت از قبيل عاطفهء مجرد يا دل سوزى و تأسف و غير ذلك مىباشد ، بلكه چنين به نظر مىرسد كه انسان هر اندازه كه در بارهء آن نيرومند داراى تجربه هاى عميق و معلومات كافى بوده باشد ، يك حالت روانى را در خود احساس خواهد كرد كه بايستى بگوييم مركب است از عبرت و احساس نزول پس از صعود « كه خود نمود ديگرى از روح است » و دل سوزى و عظمتى كه در همين شخص بال شكسته احساس مىشود و پديده هاى ديگرى كه ناشى از تصور مفاهيم متعددى در منظرهء مزبور مىباشد و اين كه بعضى از روان شناسان سراغ پديده هاى روحى مركب را در اين گونه موارد نمىدهند ، ناشى از سطح بينى آنها است .
( ( 2431 ) ) ظاهراً بر زن چو آب ار غالبى
باطناً مغلوب و زن را طالبى
مرد مانند آب و زن مانند آتش است كه تدريجاً او را بخار كرده به هوا مىدهد
يكى از عالىترين تشبيهاتى كه در بارهء دو صنف مرد و زن گفته شده است ، همين تشبيه است كه جلال الدين بيان كرده ، اين تشبيه داراى دقت و ظرافت فوق العادهاى است .