اى كاش مانند جان آگاهى داشتى ، تا روح من مىتوانست شرح دلم را به تو توضيح بدهد . اين سخن كه ما آدميان آن را بيان مىكنيم ، مانند شير در پستان جان است ، تا از شنونده كششى نباشد آن شير از جان گوينده به سوى شنونده روانه نخواهد گشت . اگر شنونده واقعاً جوينده و تشنهء سخن بوده باشد ، اگر واعظ و گوينده خود مرده باشد از اشتياق شنوايى مخاطب زنده خواهد گشت . شنونده هنگامى كه تازه و شاداب باشد ، گوينده اگر گنگ و لال بوده باشد صد زبان باز مىكند . هنگامى كه شخص نامحرم از در بدرون آيد اهل حرم در پس پرده ها مخفى مىشوند ، اما اگر محرمى در آيد آن اهل حرم كه مستور بودند پرده هاى خود را بردارند ( 1 ) در دنيا هر چيزى را كه زيبا و آراسته مىنمايند براى اشخاص بينا مىكنند نه براى كوران . آواز چنگ از زير و بم براى گوشهاى كر و ناشنوا نيست . خداوند مشك را بىهوده معطر نساخته است ، اين عطر آگينى مشك براى مشام صحيح است نه براى كسى كه قوهء شامه اش مختل مىباشد . خداوند ناى را براى اهرم ساختن و برداشتن اجسام خلق نكرده است ، بلكه براى در آوردن صداى دل ربايى است كه نى مىتواند در آورد . خداوند ذو الجلال زمين و آسمان و در ميان آنها نور و نار فراوانى ساخته است اين دستگاه خلقت بىهوده نيست ، زمين را براى ما خاكيان بنا نهاده ، آسمان را براى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 191
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩١
هامش
( 1 ) تشبيه فوق براى قابل درك ساختن همان اصل است كه مىگويد : « مستمع صاحب سخن را بر سر كار آورد . » يعنى چنان كه با ورود شخص بيگانه زنان عفيف و پرده نشين خود را مستور مىسازند ، همچنين موقعى كه مخاطب از حقايق بيگانه باشد آن حقايق از درون گوينده بيرون نمىآيند و بلكه پشت پرده خود را مخفى مىدارند . .