اين كه مطلب مرا درك كنى مثال ديگرى را مىزنم : اگر تو بدور خود بگردى پس از آن خواهى ديد كه خانه به دور تو مىگردد . ابو جهل پيغمبر اكرم ما را ديد و گفت : اين چه صورت زشتى است كه از عشيرهء بنى هاشم به وجود آمده است ؟ پيامبر اين گمان او را تصديق كرد ، اما ابو بكر او را ديد و گفت : اى خورشيد جهان تاب كه نه از شرقى و نه از غرب به تابيدن خود ادامه بده و خوش بتاب . پيامبر حرف ابو بكر را هم تصديق فرموده گفت : اى عزيزى كه از دنياى ناچيز خود را نجات دادهاى تو هم راست مىگويى ، حاضرين گفتند : اى صدر الورى ( آقاى مردم ) تو چگونه اين دو نفر را كه ضد يكديگر سخن گفتند ، تصديق فرمودى ؟ حضرت فرمود : من مانند آن آيينهام كه با دست الهى صيقلى شده است ، ترك و هندو در من آن را مىبيند كه عينك موجوديت او نشان مىدهد . ( 1 ) هر كس كه در پيش روى خود آيينهاى گذاشته است زشت و خوب روى خود را در همان آيينه خواهد ديد . اى زن اگر تو مرا طمع كار مىبينى از اين كوشش زنانه و مشقت بىهوده بيرون بيا ، رحمتهايى وجود دارد كه به نظر طمع مىرسد ، آن جا كه نعمت هستى وجود دارد طمعى نيست . تو فقر را دو روز امتحان كن ، تا بىنيازى را در فقر به طور مضاعف ( دو برابر ) ببينى . تو به فقر تحمل كن و اين ملال خاطر را رها ساز ، به جهت آن كه عزتى كه خداوند ذو الجلال به آدميان مىبخشد در فقر آنها است . تو براى من در اين زندگانى همسرى ، به من سركه مفروش ، رو ترش مدار . هزاران جان انسانى در جويبار قناعت غرق درياى عسل مىباشند و صد هزاران جان كه در تلخىها فرو رفتهاند ، مانند گل آغشته در گل شكر مىباشند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 190
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٩٠
هامش
( 1 ) البته بايستى در نظر بگيريم كه اين مطلب به فرض مردود بودن مكتب ايده آليسم است ، و الا بايستى واقعيتها را مطابق درك اعتقاد كرده و تفكيك ميان دو مفهوم « شيء براى ما » و « شيء براى خود » نامفهوم خواهد بود . .