ساختن شئون زندگانى خود بهره بردارى مىكردند .
اما بايستى اعتراف كرد كه در ميان اين مفاهيم استفادهاى تلختر و ناجوانمردانه وسيله قرار دادن مفهوم خدا براى كاميابى وجود ندارد - زيرا اين تبه كار با مقدسترين موجود ، نيت پليد خود را اجرا مىنمايد و خدا را كه پشتيبان تمام ارزشها است و همهء واقعيات ارزش خود را از آن درمىيابند بىارزش جلوه هيچ مىدهد .
به همين جهت است كه اسلام تندترين مبارزه را با مشركين اعلام كرده بود ، علتش اين است كه انسانى كه به خود اجازه مىدهد عالىترين موجود را وسيلهء اشباع پرستش كاذب خود قرار دهد ، براى او هيچ ارزش و معيارى وجود نخواهد داشت .
تفسير ابيات
زن اعرابى به شوهر خود بانگ مىزند كه من اين افسونهاى تو را بيش از اين نخواهم پذيرفت ، تو با اين خرافات براى من قيافهء دعوت به حق مگير . سخنان غرور آميز تو در من تأثيرى نخواهد كرد .
كلمات پر طمطراق و پر زرق و برق را به سوى من زياد مىپرانى ، در حالى كه اگر به كار و وضع زندگى خويش متوجه باشى ، بايستى شرمنده گردى .
تو براى اين كه نجات پيدا كنى بايستى اين خرافات و ترهات را از دل خود بيرون كنى ، تكبر و خود فروشى خود پديدهء زشت است ، اما اگر از گدايان ديده شود زشت تر جلوه مىكند . اين مطالب را كه تو ابراز مىكنى با وضعى كه تو دارى در حقيقت مانند روز سرد و برفى و جامهء تر است كه فوق العاده خنك و چندش آور است .
دلايلى را كه تو مىآورى در سستى مانند تارهاى عنكبوت است كه هيچ پايهء محكمى ندارد ، با اين حال ادعا و باد بروت سر تا پاى وجود تو را فرا گرفته است .
تو از قناعت دم مىزنى ، تو مگر غير از نامى از قناعت چيز ديگرى را هم مىفهمى ؟ پيغمبر ما فرموده است كه : قناعت گنج فانى نشدنى است ولى تو از قناعت جز رنج و