تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
شگفت انگيز است كه گروهى از افراد به جهت جلوگيرى از همين سوء استفاده گفته‌اند : بياييد خدا را از قاموس بشرى دور كنيم - زيرا اين موجود برتر وسيلهء استثمار و غصب حقوق بىچارگان گشته است . اين مطلب صحيح است ، يعنى در جريان تاريخ افراد خدا را تبه كار براى اجراى نيت سوء خويش به هر وسيله دست يازيده و هر گونه مفاهيم مقدس را در راه دارد ، شهوات و خود پرستى و اندوختن ثروت استخدام كرده‌اند ، ولى استدلال با اين كه بايستى مفهوم مقدس از اگر اين قاموس بشرى بر كنار كنيم صحيح نيست . زيرا هنگامى كه يك حقيقت موجود است و واقعيت ما نمىتوانيم آن را براى اين كه مورد اقويا بهره بردارى كاموران نگردد از بين ببريم . منطق صحيح باشد بايستى مفاهيم عدالت ، هيچ آزادى ، مساوات ، حق و قانون را هم از بين ببريم زيرا درست همين كلمات است كه در دست اقويا به دودمان بشرى آتش زده است . خلاصه با يك توجه مختصر تاريخ نشان مىدهد كه حق و حقيقتى نمانده است كه انسان از آن آيا در حق و حقيقت سوء استفاده نكرده باشد . آيا مقدستر از علم در دنياى معمولى بشرى حقيقتى داريد ؟ آيا پديده‌اى عالىتر از عاطفه خود از همين و اميد سراغ داريد ؟ آيا پول وسيلهء ضرورى زندگانى اجتماعات نيست ؟ در صورتى كه از همهء اين مفاهيم حد اكثر سوء استفاده ها را نموده و تبه كاران براى كامورى خود از همين مقدسات ميدان باز كرده‌اند . پس ما بايستى طبيعت بشرى را درست توضيح و تفسير رها گفتيم « مىخواهيم » او را كه نه حدى مىشناسد و نه مرزى ، از درون خود به طورى كه اعتقاد او را جلب نمايد از روى ايمان محدود بسازيم . اگر چاره‌اى جز اين وجود داشت ، تا كنون صدها مكتب اجتماعى بروز نمىكرد و ميلياردها حقوق اشخاص در قلمرو انسانها ضايع نمىگشت . در نتيجه بشر در يك راه بسيار عالى رو به تكامل مىرفت و اختلافات خود را به جاى اين كه براى ريشه كن كردن يكديگر به كار بندند در هماهنگ
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 172 | محمد تقي جعفري