كه به هيچ وجه اشباع كنندهء روح انسانى نيست همه چيز را از انسان گرفته و چيزى در مقابل به او ندادهاند . آرى . « وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَه مَعِيشَةً ضَنْكاً » 20 : 124 . ( 1 ) ( هر كس از ياد من اعراض نمايد براى او يك زندگانى تنگ و اضطراب آميز و بىپايه نصيب خواهد گشت ) . وجود رهبران الهى از دو جهت انسانها را در زندگانى اصيل مىتوانند رهبرى نمايند : 1 - از نظر اساس آفرينش ، زيرا روى زمين نبايستى از خليفه الله خالى بوده باشد ، چون وجود خليفه الله در روى زمين در حقيقت زمينهء بوجود آمدن هدف خلقت انسانها است . 2 - از آن جهت كه انسانها در حالت طبيعى مىخواهند مانند ساير حيوانات فقط خود را ببينند و خود طبيعى خويش را اشباع نمايند ، لذا وجود رهبران الهى مانند نيرويى كه در ته چاه به آب فشار مىآورد و آن را به بالا مىآورد براى روح انسانى راه را هموار نموده و انسان را به اعتلاى وجودى كه مىتواند حائز شود مىرسانند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 112
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١٢
( ( 2138 ) ) آن عصاتان داد تا پيش آمديد
آن عصا از خشم هم بر وى زديد
هنگامى كه يك حقيقت به طور صحيح و منطقى ارزيابى نشود ، ممكن است آن حقيقت در از بين بردن خود آن حقيقت به كار برده شود . درست دقت كنيد اين نيروى عقلانى كه خداوند به انسانها عنايت فرموده است ، يكى از عالىترين وسايل زندگانى
هامش
( 1 ) سوره طه ، آيه 124 . .