تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرد الوجيز على كتاب ' لله ثم للتاريخ '" ( افشاى يك توطئه ) ( فارسى ) " — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
ازدواج و تجارت و مسكن روا شمرده‌اند . عبارت يحيى بن سعيد حلّى رحمه الله از ايهام تهى نيست ، زيرا ممكن است « مِنَ » در كلام او « مِنَ المناكح » بيانيه باشد براى واژهء « غيرها » و مقصود آن باشد كه : « از خمس و ازدواج و تجارت . . . » ، چنان‌كه ممكن است « مِنْ » تبعيضيه باشد و مقصود آن باشد كه ايشان خمس ازدواج و تجارت [ و مسكن ] را معاف كرده‌اند نه سود كسب را . از همين رو برخى گفته‌اند : يحيى بن سعيد در عصر غيبت قائل به معاف بودن شيعيان از پرداخت خمس بود . نويسنده مىگويد : يكى ديگر از اين گروه حسن بن مطهّر حلّى است كه در سدهء هشتم مىزيسته و به معافيت از پرداخت خمس براى شيعيان قائل بوده و اين در كتاب تحريرالاحكام او ، صفحهء 75 آمده است . پاسخ او اين است كه علامهء حلّى رحمه الله در كتاب مذكور چنين مىگويد : « هفتم : علماى ما دربارهء پرداخت خمس هنگام غيبت امام اختلاف كرده‌اند ، گروهى آن را ساقط مىدانند و گروهى دفن آن را واجب شمرده‌اند و شمارى معتقدند كه مستحب است آن را به ذريّه [ پيامبر ] و شيعيان تهيدست داد . و عدّه‌اى به كنار گذاشتن آن معتقدند و اگر از مرگ هراسيد آن را براى كسى وصيّت كند كه به ديندارى و خرد او اعتقاد دارد تا آن را به امام - در صورتى كه ايشان را درك كند - بسپرد و گرنه همچنان وصيّت شود تا امام عليه السلام ظهور كند ، گروهى نيز معتقدند كه سهم امام هم از خمس صرف مستحقين خمس شود ، زيرا در صورت كفايت