تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية — صفحة مقدمة الآشتياني 137

مساهمون:

صمقدمة الآشتياني ١٣٧
كثرات نيز حكمي دارد . چه آن كه اين حقيقت سارى ظاهر در اشياست به نفس ظهور حق زيرا حقيقت وجود از حقايق ارساليه است وسريان در اشيا دارد و « نفس رحماني » از آن جهت كه متنزل از غيب وجود است ، متعلق اراده ومشيت وعلم فعلى حق است . اين حقيقت ساريه ورحمت واسعهء إلهية در مرتبهء فعل نفس علم واراده ومشيّت فعليه مىباشد ومسبوق الوجود است به علم واراده وقدرت وديگر صفات عامهء وجود . اين حقيقت مرسله ومطلقه ، كه ظل وجود حق است ، از جهتي عين وجود مطلق عارى از قيد اطلاق است واز جهت سريان وظهور در مظاهر مقيده عين مقيدات است كه از آنها به « اثر » تعبير كرده‌اند . واز جهت آن كه نفس ظهور حق است وظهور الشيء بجهة الإطلاق عين شيء است ، احكام غيريت مغلوب احكام وحدت است . واز آن جا كه سارى در كليهء كثرات است ، يعنى از جهت سريان اطلاقى ، در مراتب صعود ونزول قبول قيود نمايد ومعروض معاني ماهويهء سرابيه گردد : در عقل عقل ودر نفس نفس است ودر هر شيء كه ظاهر گردد عين آن شيء است از جهت قبول حدود ، وغير آن شيء است از جهت اطلاق والله من ورائهما محيط . ودر لسان شرع بر « وجود منبسط » ومشيّت وارادهء فعليه ورحمت واسعهء إلهية و « حقّ مخلوق به » و « قيّوميت ظلية » و « حقيقت محمديه » وعلوية « هباء » اطلاق گرديده . ونيز بر اين حقيقت ، كه خمير مايهء مخلوقات است ، « مادة المواد » و « حقيقة الحقائق » نيز اطلاق كرده‌اند . سريان عشق وحب در مرتبهء فعل ظهور لازم اين حقيقت است . ودر كلام الهى به اين حقيقت أشارت رفته است كه « أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شاءَ لَجَعَلَه ُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْه ِ دَلِيلًا . » مخاطب به خطاب مبرم حق در اين كريمهء مباركه حضرت ختمى مرتبت است و « ربّ » آن حضرت تعين أول است واوست ، عليه وآله السلام والتحية ، كه حق را متجلي به وصف اطلاق در موجودات مشاهده مىنمايد . وكسى مىتواند مخاطب به اين خطاب باشد كه بين أو وشمس الشموس عوالم غيب وشهود فاصله موجود نباشد : « أَلا إِنَّهُمْ في مِرْيَةٍ من لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّه ُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ . » اين وجود عام جامع جميع أسماء وصفات إلهية است به نحو ظليت ودر مقام ظهور ومظهر تفاصيل أسماء إلهية وجود عام وفيض مقدس ووجود منبسط است . از آن جا كه كليهء صفات إلهية در اين حقيقت مطلقه ظاهر گرديده است واين حقيقت مظهر تام حقيقت وجود ، يعنى