تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية — صفحة مقدمة الآشتياني 136

مساهمون:

صمقدمة الآشتياني ١٣٦
لازم آيد . وآن چه مفروض شد كه به تمام ذات جاعل بالذات بود ، چنين نباشد بلكه تكرر يك عين وجودي به حدى خاص وتعينى مخصوص لازم آيد وهم شيء واحد مفيض ذات خود شود ، وهم جاعل بالذات مفروض فاقد مقام خود بود ومكافئ با مجعول بالذات شود . « 135 » خلاصهء كلام اين محقق آن است كه سنخيت بين جاعل بالذات ومجعول بالذات اقتضا نمايد كه جهت فاعليت حق عين ذات فيض مقدس باشد ، اما اين فيض قهرا از مقام واجب متنزل ومنبعث است ولازمهء مجعوليت عدم تساوى در رتبهء وجودي وعدم تكافؤ در عين خارجي است . واز اينكه جاعل بالذات به تمام هويت مبدأ مجعول بالذات است ، لازم نمىآيد كه مجعول در وجود خارجي مساوى با آن حقيقت باشد . مجعول بالذات در مرتبهء متقدمهء بر حدود عدميه وماهويه ، به حسب ذات وتقرر وجودي مظهر ومرآت ومحل نمايش ذات وكمالات ذاتيهء جاعل بالذات باشد وليكن بوجه وجه ، نه به طور كنه . لذا ذات أو را وكمالات ذاتيهء أو را از حدود عدميه وماهويه مطلق نمايد . « 136 » حقيقت « نفس رحماني » از آن جهت كه مطلق وسارى در تمام درجات وجودي است - چه در مراتب عوالم جبروتي وچه در عوالم مثالي وچه در عالم شهادت وچه در قوس صعودى تا وصول به أصل خود - در مقام ذات متعين به حدى نيست جز حد « اطلاق » . واز آن جهت كه مفاض نفس فيض است ، از مفيض تأخر دارد ونشود كه فيض در مرتبهء مفيض واقع شود . واز آن جا كه اين فيض نفس ظهور وجود حقيقي است ، عين ربط به حق است وجهتي غير از جهت حكايت ندارد وحاكى در رتبهء محكىّ عنه واقع نشود . واز لحاظ سريان در اشيا وظهور در مراتب
هامش
« 135 » - بدايع الحكم ، چاپ سنگى ، ص 177 . « 136 » - منبع پيشين ، ص 178