آنكه كليه وجودات مقيده كه متقوم به اين وجودند از ناحية اين فيض تعين مىپذيرند ؛ ولى اين وجود مطلق سارى در كليه مظاهر در « شدت » وجود نامتناهى نمى باشد . از اين حقيقت تعبير به « رحمت رحمانيه » ، يعنى رحمت امتنانيه ، نيز شده است . ولقب « حبيب الله » ونيز كلمه طيّبه « رحمة للعالمين » از أخص ألقاب حضرت ختمى نبوت وختمى ولايت است . « 133 »
هامش
« 133 » به ياد دارم كه در أيام صباوت با جده أم ، كه « باران رحمت بر أو هر دمى » ، به مجلس روضه خوانى مىرفتم حال وهواي آن روزگار چيز ديگر وخلوص آن مردم حيرت آور بود . ذاكرين سيّد الشهداء ، عليه وعلى أصحابه المستشهدين بين يديه من الصلوات أزكاها ومن التّحيات أثماها ، كه در عرشه منبر قرار مىگرفتند ، بعد از ذكر بسملة به اين جمله دلنشين « يا رحمة الله الواسعة ، ويا باب نجات الأمة » با اخلاص تمام مترنم مىشدند . سألها پس از آن نيز ، در دوران جوانى ، در طهران ، هفته اى يك شب ، در خدمت مرحوم أستاذ الأساتيذ ، آقا ميرزا مهدى آشتيانى ، قدس الله روحه ، به مسجد « حوض » ( كه پيشنماز آن مسجد به آقا سيد محمد باقر مسجد حوضي شهرت داشت ومردى شريف وبزرگوار بود ) مىرفتم . در اين مجالس مرد سالخورده موقرى كه قدى بلند وخميده داشت قبل از أفادت وأفاضت مرحوم ميرزا ذكر مصيبت مىكرد . آقا ميرزا مهدى پس از استماع روضه أو ، به افتاده مىپرداخت ومعمولاً با طرح دو - سه مسئله فقهى صحبت خود را آغاز مىكرد ، وسپس به تدريس أصول عقايد مىپرداخت . در آن زمان عده اى از تجار علاقة به شركت در اين گونه مجالس نشان مىدادند ، وبا اشتياق تمام به مطالب مرحوم آقا ميرزا مهدى در معارف اسلامى كه به طريق أرباب معرفت وذوق بيان مىكرد گوش مىسپردند . بعدها ، روزهاى جمعه هر هفته ، در منزل مرحوم « جام ساز » رشتى اين مجلس منعقد مىشد . وآن مرد كهنسال مانند گذشته در اين مجالس شركت مىكرد وقبل از بيانات آقا ميرزا مهدى به نوحه سرايى مىپرداخت . وهمچون گذشته بسيار مورد توجه واحترام حضار بود . از مرحوم حاج ميرزا تقى آجيلى ( كه از تجار محترم بازار طهران بود وبعدها بين ايشان وبنده دوستى عميق بر قرار شد ) نام آن پيرمرد را پرسيدم . گفت نامش « ضياء خراساني » ومشهور به « شيخ حسن رثائى » است ، وآقاى ميرزا براي أو احترام خاصي قايل است . يك بار هنگام مراجعت از مسجد حوض نگارنده به آقاى آشتيانى عرض كرد كه هر كس صداى دلنشين ورساى آقا شيخ حسن را بشنود ، خيال مىكند اين صداى كسى است كه سى سال عمر دارد ، نه شخصي كه حدود هشتاد سال از سنش گذشته است . مرحوم ميرزا فرمودند أو أستاذ بيمانند در آواز وضربيهاى قديم است ، وبسيارى از اساتيد آواز إيراني شاگرد ايشان بوده اند . وفرمودند كه أو وآقا سيد جواد معلم عراقي ( اراكى ) حضور آقا محمد رضا قمشه اى نيز رسيد اند . مرحوم آقا محمد رضا نيز خود شخصي أهل ذوق بود وهنگام تدريس عرفان حال خاصي پيدا مىكرد ، وگفته اند در اين موقع زيبايى وگيرايى بيان أو به حدى مىرسيد كه مستمعان مستعدرا از خود بي خود مىكرد . آنچنان داد سخن مىداد كه بعد از اتمام درس شاگردان با ذوق تا چند دقيقه توجه نداشتند كه درس تمام شده است ، وبعد از دقايقى به خود مىآمدند واز آن حالت سكر وجذبه كه در وقت شنيدن بيانات أستاذ به ايشان دست داده بود خارج مىشدند . مرحوم آقا محمد رضا شاگردى در أصفهان داشت كه برادر وى عطار بود ودر سبزه ميدان طهران دكان عطارى داشت . وى به دستور برادرش در منزل خود اطاقى مجزا براي آقا محمد رضا مهيا كرده بود ( البتة به اصرار والتماس زياد أو مرحوم ميرزا راضى شده بود كه به منزل أو برود . ) وبعضي از أوقات تعطيلى آقا محمد رضا به آن منزل مىرفت ، ودر حمام مجاور آن خانه ، كه در كوچه سر تخت بربريها ، منتهى به امامزاده يحيى واقع بود ، استحمام مىكرد . ميزبان لباس آقا را مىشست ، وسلمانى محل هم لدى الاقتضاء سر وريش ميرزا را اصلاح مىكرد . در موسم گرماى طهران نيز همو ميرزا را به باغچه اى كه در يوسف آباد داشت مىبرد ، وهمان شيخ حسن رثائى در اين منزل ليالي جمعه روضه مىخواند . يادش به خير باد .