عين ثابت أهل بيت ، عليهم السلام ، از أصل واحد وحقيقت فارد حقيقت محمديه است وآن حقيقت صورت وتعين تعقل ذات بهجت انبساط حق است ، وتعين تعقل وحضور ذات للذات عين ثابت محمدي است ، عليه وعلى عترته التحية والسلام . در مأثورات أهل بيت مذكور است كه شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا . ومراد از جملهء مباركهء عجنوا بماء ولايتنا مشيت فعليه ووجود عام سارى در ذرارى وجود است كه به « حقيقت محمديه » موسوم گشته است .
آن چه در مأثورات نبويه وولويه راجع به « تقدير » ووجود علمي سعدا واشقيا ومتوسطين ذكر شده است ، از جهاتى مطابق است با مطالبى كه در سرّ قدر از شيخ كبير ، صاحب فصوص الحكم ، نقل نموديم . وبر سبيل تلخيص وأشارت به دليل وبرهان آن چه كه ذكر شد پرداختيم . تفصيل آن را در حواشي بر شرح فصوص قيصرى وشرح قيصرى پيرامون عبارات فصوص بايد ديد . « 116 » در اين روايات اشاره به سرّ قدر شده است . كساني كه مىدانند - ولو از طريق علم نظري - كه آن چه واقع مىشود ناشى از علم سابق وقضاء الهى است وآن چه كه متعلق ارادهء حق قرار گيرد خير محض است ، قلبشان هميشه متوجه حق است ومىدانند كه آن چه كه استعداد وقابليت هر كس اقتضا دارد ، از جانب حق بر أو ايصال گردد وحضرت ربّ الأرباب هيچ مستحقي را محروم ننمايد . كما قال رسول الله ، صلى الله عليه وآله :
إنّ روح القدس نفث في روعى أنّ نفسا لن تموت حتّى تستكمل رزقها ألا ، فأجملوا في الطَّلب .
وقال أيضا : إن لربّكم في أيام دهركم نفحات ألا ، فتعرّضوا لها .
نفوس غير مستعد كه نفس آنها ذاتا يا از راه إلقاء شبهات نسبت به كلمات وجوديه وكتاب هستى شاك است وكليهء آيات وجودي را متشابه مىپندارند ، وعدم
هامش
« 116 » - نگارش مقدمهء حاضر بر رسالهء نفيس مصباح الهداية ، اثر عميق ومحققانهء مصنف بزرگ آن ، مصادف گرديد با چند ساعت تدريس هفتگى وتصحيح چند كتاب لذا از شرح وبسط كلام معذورم . قدرت كار ومطالعه ونوشتن مقدمه وتعليقه در چندين ساعت متوالى از عهدهء دوران جوانى ، « آن تازه بهار زندگانى » ، ساخته است .