سؤال نمايد چرا مخلوق قبل از تحقق خارجي وظهور فعل حاكى از سعادت وشقاوت به تعين سعيد وشقى متعيّن است . جواب آن است كه خداوند عالم است به أفاعيل عباد قبل از ظهور خارجي . اين جواب جهت جلوگيرى از انحراف سائل از واقع وگرايش أو به جبر يا تحيّر ذكر گرديده است ، وگر نه أصل اشكال به جاى خود باقي است . چه آن كه تفاوت أعيان به صورت علم قدرى ، وتفاوت طينتها قبل از ظهور خارجي ، « 115 » وتعين أعيان به أسماء مختلفه ومتقابلهء در مقام ظهور ، سبب تفاوت در اعمال وافعال خارجي است والمقدّر كائن : جفّت الأقلام وطويت الصحف . حاصل آن كه انسانها در صورت وتعين متفاوتند وبه اعتبار باطن وتعين آنها به تعين أسماء وصفات ، انقسامشان به سعيد محض وشقى محض وبرزخ بين اين دو ، امرى اجتناب ناپذير است . وإلى هذا أشار في النبوي المعروف :
النّاس معادن كمعادن الذّهب والفضّة وديگر معادن . شيخ أجل وسعدى آخر الزمان فرموده است :
« پرتو خورشيد حسن بر همه تابد ولى * سنگ به يك نوع نيست تا همه گوهر شود »
يكى از عويصات علم الهى واز مستصعبات روايات ، أحاديث « طينت » است كه در كتاب كافى از جوامع اوليهء أحاديث صادره از مصدر أرباب عصمت وطهارت است . آن چه مرحوم مجلسي واتراب وأذناب أو در اين باب نوشتهاند مصداق « * ( كَظُلُماتٍ ) * متراكمة * ( بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ ) * » است ! وصدر أعاظم أرباب الحق واليقين توفيق شرح نوشتن بر كليهء أبواب « أصول » كافى را نيافت اما آن چه كه أو در شرح « أصول » كافى نوشته است فيها شفاء للصدور . وقد قال بعض من لا خبرة له بعد ذكر شروح كافى : أوّل من شرحه بالكفر . . . صدر الدين . ( ! ) حقا كه مرض جهل مركب علاج ناپذير است . مراد از « طينت » عين ثابت هر موجود ممكن است ، كه هر عين ثابتي مظهر اسم مناسب با آن ممكن مىباشد . وعين ثابت حضرت ختمى مرتبت أصل كليهء قابليات است . وطينت أصل هر شيء ومادهء منشأ تعين هر صورتي را گفتهاند . بيش از اين بسط مقال مناسب با اين مقدمه نمىباشد .
هامش
« 115 » - در خلقت دو نوع « طينت » وجود دارد : سرشت قبل از خلقت وطينت بعد از خلقت ، كه ملايكه مرتب در كار ساختن وپرداختن اين اخيرند .