تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان‌رودان "بين النهرين" ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
باروهايى كه مقابل شهر ساخته شده بودند ، حمله كند ؛ يگان دوم دستور داشت خود را براى نبرد با تباييان بيارايد ، حال آن‌كه يگان سوم ، همچون نيروى ذخيره باقى مىماند تا اگر يگانى تضعيف شد آن را تقويت كند . ( 2 ) تباييان ، به نوبه‌ى خويش ، سواره‌نظام خود را درون باروها آراستند و بردگان آزاد شده و تبعيديان و خارجيانى را كه در تب مىزيستند ، مقابل مهاجمان ديوارهاى شهر قرار دادند « 1 » ؛ حال آن‌كه خويشتن را براى نبرد با مقدونيانى كه شاه بر آن‌ها فرمان مىراند ، و از حيث شمار نيز برتر بودند ، آماده ساختند . ( 3 ) زنان و فرزندان ، شتابان درون پرستشگاه‌ها گردهم مىآمدند و از خدايان مىخواستند شهر را از گزند برهانند . مقدونيان پيش مىآمدند و هر يگان ، به سوى هدف خاصى كه از پيش برايش تعيين شده بود ، به پيش مىراند . در اين زمان شيپورها به نشانه‌ى جنگ نواخته شد ، حال آن‌كه در هر اردو ، سپاهيان به‌طور هم زمان فريادهاى جنگ سر دادند و پرتابه‌ها را به سوى رقيب پرتاب كردند . ( 4 ) خيلى زود پرتابه‌ها تمام شد و جملگى به جنگ تن‌به‌تن روى آوردند و در اين هنگام كشتار بزرگى شروع شد . در واقع ايستادگى در برابر فشار مقدونيان ، به خاطر شمار و سنگينى فالانژ ، دشوار بود ؛ اما تباييان در برابر خطر ثابت‌قدم باقى مىماندند ، زيرا به واسطه‌ى توان جسمانى و تمرين مستمر در نبردهاى ميدانى بر آن‌ها برترى داشتند . وانگهى چون به نجات خود اميدى نداشتند و جان بر كف مىجنگيدند ، اين خود امتيازى براى آن‌ها به شمار مىرفت . ( 5 ) به همين دليل تعداد مجروحان دو طرف بسيار بود ، حال آن‌كه بسيارى از جنگجويان ، به‌خاطر جراحت‌هايى كه از جلو دريافت كرده بودند ، كشته شدند . تنها خروش و فرياد به گوش مىرسيد . مقدونيان فرياد برمىآوردند : « شجاعت پيشين را با بىشرمى ضايع نگردانيد » ، تباييان مىخروشيدند : « نگذاريد فرزندان و والدين‌مان به بردگى كشانده شوند و نگذاريد ميهن‌مان در زير ضربات بىرحمانه‌ى
هامش
( 1 ) . بر پايه‌ى نظر آريان ( 1 ، 8 ، 5 ) ، بارو كاملا از جنگجويان خالى شده بود ، زيرا همه‌ى تباييان به سوى پيش‌قراولان ، به سمت هراكليون ، شنافته بودند .