( 4 ) پرديكاس شتابان دستور را اجرا كرد : مقدونيان از طريق اين دروازه ، به شيوهاى غيرمنتظره ، به شهر درآمدند ؛ آن هم زمانى كه تباييان ، پس از آنكه نخستين فالانژ مقدونى را به عقب رانده و در برابر دومين فالانژ نيز مقاومتى جانانه مىكردند به پيروزى بسيار اميدوار بودند ؛ اما وقتى پى بردند كه بخشى از شهر تصرف شده است ، بىدرنگ به درون باروها عقب نشستند .
( 5 ) هنگامى كه آنان در حال بازگشت به درون باروها بودند سوارهنظام تبايى همراه پيادهنظام به درون شهر هجوم آورده و با زير پا قرار دادن شهروندان ، بسيارى از آنها را هلاك كرده ، موجب تلفات سنگينى شدند . وانگهى ، خود هنگامى كه سوار بر اسبهايشان مىخواستند با بىنظمى وارد شهر شوند ، هنگام گذر از معابر ورودى و خندقها با افتادن بر جنگافزارهاى خويش ، هلاك مىشدند . سربازان ساخلوى كادمه ، به نوبهى خويش ، بيرون آمدند تا با تباييانى كه در آشفتگى كامل به سر مىبردند ، رويارو شوند : سربازان با خروج از ارگ به سوى تباييان يورش آوردند و شمار زيادى از آنها را به قتل رساندند .
13 .
( 1 ) شهر بدين شيوه تصرف شد و صحنههاى دلخراشى درون باروها روى داد . در واقع مقدونيان بهخاطر بيانيهى متكبرانه تباييان ، با چنان بىرحمى با آنان رفتار كردند كه معمولا هيچ دشمنى اينگونه رفتار نمىكند . آنها با تهديدى سخت به سوى اين بخت برگشتگان مىشتافتند و هر كس را كه مىديدند ، بىرحمانه مىكشتند .
( 2 ) اما تباييان ، روح سرشار از عشق به آزادى را تا پايان در وجود خويش حفظ كرده ، به قدرى زندگى را خوار مىشمردند كه وقتى با دشمن مواجه مىشدند ، وارد نبردى تنبهتن شده ، خود را در برابر ضرباتش قرار مىدادند . در واقع پس از آنكه شهر تصرف شد ، ديده نشد كه كسى از ميان تباييان از مقدونيان بخواهد كه از جانش درگذرند يا با بىشرمى به پاى نيرومندترينشان افتد .
( 3 ) اما اگر فرجام غمانگيز دلاورى موجب برانگيختن رحم دشمن نشد ، طول روز نيز براى ارتكاب جنايت و كين ستاندن او كافى نبود . شهر كاملا غارت شد ، پسران و دختران جوان با خشونت به اينسو و آنسو كشيده مىشدند ، حال آنكه