آنان بهطور رقتانگيزى نام مادرانشان را صدا مىزدند . « 1 »
كوتاه سخن اينكه چون تمامى خانوادهها به اسارت درآمدند ، شهر كاملا به بردگى كشانده شد .
( 4 ) از ميان تباييانى كه جان به در برده بودند برخى ، در حالى كه بدنهايشان پوشيده از جراحت بود و در حال جان باختن بودند بر دشمنان مىتاختند و آنها را همراه خويش به كام مرگ مىكشاندند . برخى ديگر ، در حالى كه بر نيزهى شكستهاى تكيه داده بودند به رويارويى با مهاجمان مىشتافتند و سرسختانه اين آخرين جنگ را نيز پى مىگرفتند ؛ آنان اين كار را بيشتر براى آزادى و نه براى نجات خويش مىكردند .
( 5 ) كشتار عظيمى بود و شهر آكنده از اجساد شد « 2 » : كسى نبود كه در برابر اين صحنه ، از سرنوشت اين بختبرگشتگان احساس ترحم نكند . در واقع ، چون يونانيانى نظير تسپىها ، پلاتهاىها ، اورخومنىها و ديگران هم بودند ، كه نسبت به تباييان كينه داشتند و در صف شاه مىجنگيدند ، آنها نيز به شهر يورش برده و مقابل بختبرگشتگى اين تيرهبختان ، آشكارا كينهى شخصىشان را نشان دادند .
( 6 ) بههمين دليل ، در گوشه و كنار شهر ، جنايتهاى وحشتناكى روى داد :
يونانيان - بهرغم خويشاوندى نژادى - بىرحمانه به دست يونانيان كشته مىشدند .
آنها به دست نزديكانشان قتل عام مىشدند ، بىآنكه اشتراك زبان ، كمترين شرمى را در وجود اينان برانگيزد . سر آخر ، وقتى شب فرارسيد ، خانهها غارت شده بود ؛ فرزندان ، زنان و پيران با نهايت بدرفتارى از پرستشگاههايى كه بدانجا پناه برده بودند ، بيرون رانده شدند .
14 .
( 1 ) بيش از 6 هزار تبايى كشته و بيش از سى هزار تن اسير شدند و ميزان غير قابل باورى از اشياى گرانبها به غارت رفت . « 3 »
هامش
( 1 ) . ر . ك به : ژوستن ( 11 ، 4 ) . آريستوبول( Fr . Gr . Hist . 139 fr . 2 b )رويداد غارت شهر را بهطور مفصل روايت مىكند كه مىتوان از طريق آن ، به رنج و مرارتى كه مردم شهر برتافتند ، پى برد .
( 2 ) . ر . ك به : آريان ( 1 ، 9 ، 6 )
( 3 ) . پلوتارك ( اسكندر ، 11 ، 6 ) و الىين( Var . Hist . 13 , 7 )نيز همين ارقام را ذكر مىكنند .