( 6 ) اسكندر از اين گفتهى آنان سخت آزرده خاطر شد . او كه خشم ، سراسر وجودش را فراگرفته بود تصميم گرفت شديدترين مجازات را در حق تباييان روا دارد . در چنين شرايط روحى كه جنون و وحشىگرى به وى دست داده بود ، ادوات محاصره را گردهم آورد و باقى چيزها را براى جنگ آماده كرد .
10 .
( 1 ) يونانيان ، وقتى به تيرهبختىهايى كه در انتظار تباييان بود ، فكر مىكردند ، سخت آزردهخاطر مىشدند . با اين حال جرئت نمىكردند به اين شهر يارى برسانند ، زيرا به واسطهى اين بىپروايى و نسنجيدگى ، اسباب نابودى خود را فراهم مىآورند و كسى در اين مورد ترديدى نداشت .
( 2 ) اما تباييان ، با عزمى راسخ ، جنگ را با طيب خاطر پذيرفتند . با اين همه ، پيشگويىهاى پيشگويان و نشانههايى كه از طرف خدايان فرستاده شد ، آنان را دچار تشويش كرد .
در ابتدا تار عنكبوت ظريفى مشاهده شد كه در پرستشگاه دمتر « 1 » گسترانيده شده بود . اين تار عنكبوت به اندازهى جامهاى بود و در حاشيهى آن دايرهى قزحسانى ، چونان رنگينكمان آسمانى ، رخ مىنمود .
( 3 ) هاتف دلف در اين باره پاسخ داد : « خدايان ، اين نشانه را براى تمامى ميرايان ، بهويژه بئوسيان و همسايگانشان نمايان ساختهاند . »
اما هاتف ملى تباييان پاسخ داد : « تارى براى خوشبختى گروهى و شوربختى گروهى ديگر تنيده شده است .
( 4 ) بارى ، اين علامت ، سه ماه پيش از رسيدن اسكندر مقابل تب ، نمايان
هامش
است . چنين برمىآيد كه دربار شوش ، تباييان را به شورش برانگيخت و بىگمان ، كمكهاى مالى براى اين مهم در اختيار آنها قرار داد ؛ ر . ك به : آريان ، 2 ، 14 ، 6 ( نامهى اسكندر به داريوش ) ؛ اشين ( عليه .Ctes، 156 ) ؛ دينارك ( عليه دموستن ، 10 و 18 . ) - « جبار يونان » كه نويسندهى هارناگ ( 17 ) - منسوب به دموستن - آن را به كار برده ، يكى از ناسزاهايى است كه نثار اسكندر شده است . ( دموستن : 4 ؛ 12 ؛ 25 ؛ 29 )
( 1 ) .( Demeter )؛ ايزد بانوى مادر زمين ، دختر كرونوس كه بعد از هرا و همزمان با هستيا به دنيا آمد . او ايزد بانوى بارورى و گندم بود و داستان او در تمام نواحى دنياى هلنى كه گندم در آنها مىروييد ، توسعه يافته است . وى شخصيتى افسانهاى و مذهبى داشت و مكان ازلى او جلگههاى الوزيس و سيسيل بود ، ولى كرت ، تراس و پلوپونز را نيز جزء مأواى وى محسوب مىدارند .