مقدونيان نيست و نابود گردد ! برعكس ، آنها مىبايد نبردهاى لوكتر و مانتينه ، همچنين كارهاى نمايانى كه محقق كرده بودند و آوازهشان در همهجا پيچيده بود را فراياد آورند ! » بارى ، شجاعت بىهمتاى جنگجويان موجب شد فرجام جنگ تا مدت زيادى نامعلوم باقى بماند .
12 .
( 1 ) در اين گيرودار ، اسكندر كه مىديد تباييان با چه شوروشوقى براى آزادى خويش مىجنگند ، حال آن كه سستى بر جنگجويان مقدونى مستولى شده است ، به يگان ذخيرهاش دستور داد وارد كارزار شوند . مقدونيان كه ناگهان بر تباييان از رمق افتاده يورش آوردند ، رقيب را به سختى تحت فشار قرار داده ، تلفات سنگينى بر آن وارد ساختند .
( 2 ) با وجود اين ، تباييان پيروزى دشمن را نپذيرفتند . برعكس ميل به نامى شدن ، آنها را به ناديده گرفتن تمامى مخاطرات سوق مىداد . شجاعتشان ، آنها را چونان از خويش بىخود كرد كه فرياد برمىآوردند : « مقدونيان خود را پستتر از تباييان مىشمارند . » و حال آنكه همگان ، معمولا ، از نيروهاى ذخيرهى تازه نفس كه به نيروى رقيب جان مىبخشيدند ، سخت مىهراسيدند . تباييان تنها كسانى بودند كه وقتى دشمن نيروى ذخيرهاش را ، براى احياى سربازانى كه بهخاطر مرارتهاى بسيار از توان افتاده بودند ، فرستاد خود را بيش از پيش جسورتر نشان دادند . « 1 »
( 3 ) بارى ، شجاعت و بىباكى تباييان تمامى نداشت . در اين زمان ، شاه با ملاحظهى دروازهى مخفى ارگ كه بدون نگهبان رها شده بود ، پرديكاس « 2 » را با شمار كافى سرباز فرستاد تا آن را به تصرف درآورده ، به شيوهاى غيرمنتظره به شهر درآيد .
هامش
( 1 ) . آريان ( به پيروى از پتولمه ) روايت واضحترى از اين رويداد به دست مىدهد . ( 1 ، 8 ، 3 - 5 ) : قلب سپاه كه تحت فرمان پرديكاس و آمينتاس بود به درون استحكامات راه يافت و تباييان را در راهى پرپيچ و خم ، كه به هراكليون منتهى مىشد ، گير انداختند ؛ در اين حال تباييان بر مقدونيان يورش برده آنها را ناگزير به عقبنشينى كردند . اسكندر با مشاهدهى اين كه تباييان پراكنده شده به تعاقب رقيب پرداختهاند ، حملهى نهايى را آغاز كرد . ديودور خواسته است كه مراحل پىدرپى جنگ مطابق اصول نظرى كه در نوشتههاى مربوط به شيوهى جنگ بسط داده شده و به كارگيرى نيروى ذخيره را توصيه مىكرد ، پيش رود . ر . ك به :EneeleTacticien , 38 ; Onesandros , strategikos 22( 2 ) .Perdiccas