خيليارك « 1 » - كه خواجهاى شرور و تندخو بود - اوخوس را به كمك پزشكى مسموم كرد و كوچكترين پسر شاه بزرگ ، ( او ) آرسس « 2 » ، را بر تخت نشاند .
( 4 ) او همچنين برادران شاه بزرگ را ، كه هنوز بسيار جوان بودند ، هلاك كرد تا مرد جوان در عزلت و تنهايى خويش ، بيش از پيش ، تحت اطاعت وى باشد . اما جوانك از اين كارهايى كه بر خلاف قوانين صورت گرفته بودند ، مىهراسيد ! وقتى به روشنى آشكار شد كه وى قصد مجازات عامل اين جنايات را دارد ، باگواس پيشدستى كرده و ( او ) آرسس را با فرزندانش ، پس از 2 سال پادشاهى ، به قتل رساند .
( 5 ) چون سراى پادشاهى از اين پس خاموش شد و ديگر كسى نبود كه شاهزاده باشد و اينچنين پادشاهى را به ارث برد « 3 » ، باگواس يكى از دوستانش به نام داريوش را برگزيد و جلوس او را بر تخت پادشاهى آسان كرد . « 4 » او پسر اوآرسانس « 5 » ، پسر اوستانس « 6 » ، برادر اردشير ، پادشاه پارسيان ، بود .
( 6 ) براى اين باگواس اتفاق خاصى رخ داد كه شايسته است به آن اشاره
هامش
( 1 ) . دربارهى( Le chiliarqueBagoas )ر . ك به : ديودور ، كتاب 16 ( 47 ، 4 ) و زندگىنامهىR . Laqueurدر( MenschendieG eschichtemachten )از :P . R . RohdenetG . Ostrogorsky , I ( 1931 ) , pp . 76 - 80خيليارك ( پارسى باستان : هزار پتيش ) يا ( رئيس هزار نفر ) بر نگهبانان شاهى فرمان مىراند و وظيفهاش اين بود كه امور دربار را براى كسانى كه قصد شرفيابى داشتند ، سروسامان دهد . وى به واسطهى وظايفش ، مهمترين شخص در امپراتورى پارس پس از شاه بزرگ بود . ن . ك . به :H . Volkmann , DerZweite . nachdemKonigphil ologus 92 ( 1937 ) , pp . 285 - 316 ; P . J . Junge , Hazarapatis , Klio 33 ( 1940 ) , pp . 13 - 38 ; E . Benveniste ; Titresetnomsprop resenIranienanci en ( 1966 ) , pp . 50 - 68 ; G . Widengren , DerFeudalismusim AltenIran ( 1969 ) , p . 25( 2 ) .‹ O › arses( 3 ) . يكى از پسران اوخوس - بيستانس - جان سالم به در برد و به دنبال آن ، به اسكندر پناه برد . ر . ك به :
آريان ( 3 ، 19 ، 4 ) . ژوستن ( 10 ، 3 ) قتلعام اعضاى خاندان شاهى را به اوخوس نسبت مىدهد . همچنين ر . ك به : كنت كورث ( 10 ، 5 ، 23 )
( 4 ) . دربارهى نقش باگواس در بر تخت نشاندن اوآرسس و داريوش سوم ؛ ن . ك . به : كنت كورث ( 6 ، 3 ، 12 ) ؛ استرابون ( 15 ، 3 ، 24 )
( 5 ) .Oarsanes( 6 ) .Ostanes