شود . تحتتأثير خوى و خصلت جنايتكارانهاش كه با سرشت او عجين شده بود ، تلاش كرد تا داريوش را نيز با زهرى هلاك كند . شاه بزرگ آنگاه باگواس را به نشان مرحمت بر سفره خويش نشاند و او را وادار كرد آن جام زهر را به كام ريزد « 1 » .
6 .
( 1 ) اگر داريوش لايق تاج و تخت شمرده شد ، بدين خاطر بود كه وى در شجاعت سرآمد ديگر پارسيان بود . در واقع ، يك روز كه شاه بزرگ ، اردشير ، با كادوسيان مىجنگيد ، يكى از آنها كه به واسطهى نيرو و شجاعت معروف بود ، يكى از پارسيان را - هركه خواهد باشد - به نبرد تنبهتن فراخواند . احدى براى اين مبارزه خطر نكرد ؛ داريوش تنها كسى بود كه با اين خطر روبرو گشت و بانى اين مبارزهطلبى را كشت . اينچنين وى از شاه بزرگ ، پاداش مهمى را بهعنوان جايزه دريافت كرد ؛ همچنين ، جايزهى شجاعت نزد پارسيان را نيز ، از آن خويش ساخت .
( 2 ) همين حركت شجاعانه موجب شد كه وى لايق نشستن بر تخت پادشاهى شناخته شود و حدود زمانى كه فيليپ مرده بود و اسكندر بر تخت شاهى جلوس كرده بود ، قدرت به او [ داريوش ] واگذار شد .
( 3 ) اين همان مردى بود كه تقدير بهعنوان همآورد پيش روى اسكندر شجاع قرار داده بود و اين دو در نزاع براى به چنگ آوردن سيادت جنگهاى زيادى با هم كردند . « 2 » اما چون جزييات وقايع را موبهمو از نظر خواهيم گذراند ، رشتهى روايت را از سر گيريم .
7 .
( 1 ) داريوش همينكه به پادشاهى دست يافت ، كوشيد پيش از مرگ فيليپ ، جنگ قريبالوقوع را به سوى مقدونيه منحرف نمايد . مرگ فيليپ ، وى را از نگرانى رهانيد ، زيرا او اسكندر جوان را به ديدهى حقارت مىنگريست .
هامش
( 1 ) . شاه بزرگ در جامى مخصوص - به شكل تخممرغ - مىنوشيد . ر . ك به :
آتنه( 11 , 503 f )با اشاره به( LesPersiques )دينون . اگر فرض كنيم اين روايت درست باشد ، باگواس به سختى مىتوانست از پذيرش اين لطف سر باز زند . در واقع ، حرف و حديثها عليه باگواس ممكن بود ناشى از شايعاتى باشد كه داريوش پخش كرده بود . ر . ك به :Quinte - Curce , ( 6 , 4 , 10 ) : Dareumquoque , cumaccidissetBag oan , hacexcusationesa tisfecisse popularibus , quodinsidiantemi nteremisset .( 2 ) . ر . ك به : آريان ( 3 ، 22 ، 2 )