( 9 ) اسكندر با مهربانى به نمايندگان آتنى پاسخ گفت و اينچنين ، عموم را از وحشت بزرگى كه سراسر وجودشان را فراگرفته بود ، رهانيد . از ديگر سوى ، اسكندر به فرستادگان و نمايندگان دستور داد به كورنت بروند . وقتى اعضاى اصلى مجمع گرد آمدند ، شاه براى آنها ، با واژگانى سنجيده ، سخنرانى كرد و يونانيان را متقاعد ساخت تا حكم كنند « كه اسكندر ، سپهسالار كل قواى يونان با قدرت تام خواهد بود و اينكه جملگى ، جنگ عليه پارسيان را ، بهخاطر جنايتهايى كه در حق يونانيان روا داشتند و به موجب آن مجرم شناخته شدهاند ، پى خواهند گرفت . » شاه پس از اينكه اين منصب را به چنگ آورد از آنجا با سپاه به مقدونيه بازگشت .
5 .
( 1 ) كنون كه وضع يونان را بررسى كردهايم به امور آسيا مىپردازيم . پس از مرگ فيليپ ، آتال ، ابتدا در صدد برانگيختن شورش بود : از اين روى ، با آتنيان پيمان همكارى دوجانبهاى عليه اسكندر منعقد ساخته بود . آنگاه نظرش را تغيير داد و چون نامهاى را كه از جانب دموستن به وى داده شده بود نزد خويش نگهداشته بود ، آن را براى اسكندر فرستاد و اينچنين كوشيد به واسطهى سخنان مهرآميز ، اتهاماتى را كه بهوى وارد شده بود ، از ذهن او بزدايد . « 1 »
( 2 ) اما وقتى هكاته ، آتال را به دستور شاه به قتل رساند « 2 » جنبشهاى آشوبگرانه در سپاه آسيايى مقدونى ، متوقف شد ، چه آتال به قتل رسيده بود و پارمنيون از بن جان در خدمت اسكندر قرار گرفته بود .
( 3 ) چون روايت ما به پادشاهى پارسيان خواهد پرداخت بايسته است اندكى به گذشته برگرديم تا رشتهى روايتمان را از سر گيريم . هنگامى كه فيليپ هنوز پادشاهى مىكرد ، اوخوس « 3 » بر پارسيان حكم مىراند و بر رعايايش ، ظلمى جانكاه روا مىداشت « 4 » . چون به دليل خوى ناخوشايندش از وى بيزارى مىجستند باگواس
هامش
( 1 ) . دربارهى تبانى ميان آتال و دموستن - كه درست مىنمايد - ر . ك . به : پلوتارك ( دموستن ، 23 ، 2 ) و همچنين :G . L . Cawkwell , op . cit . , p . 169 - 170 )( 2 ) . ر . ك به : كنت كورث ( 7 ، 1 ، 3 ) ؛ ( 8 ، 7 ، 5 ) ؛ ( 6 ، 9 ، 17 )
( 3 ) .Ochos( 4 ) . ر . ك به : ديودور ، كتاب 15 ( 93 ، 1 ) ؛ كتاب 16 ( 40 ، 3 ) ( 45 ، 4 - 6 ) ( 51 ، 2 )