رسيد و اردويش را مجاور كادمه برپا كرد و وحشت را در تب بپراكند .
( 5 ) حدود همين زمان ، آتنيان با اين خبر كه شاه تا بئوسى پيش آمده است ، ديگر او را همچون گذشته به ديده تحقير نمىنگريستند . چابكى مرد جوان و نيرويى كه در كارهايش نمايان مىشد ، ترس بزرگى را ، بر آنهايى كه مخالف وى بودند ، مستولى ساخت .
( 6 ) از اين روى ، آتنيان از سويى حكم كردند كه دارايىهاى واقع در اطراف شهر را به داخل شهر انتقال داده و از باروهاى شهر با دقتى هرچه تمامتر پاسدارى كنند ؛ از سوى ديگر ، نمايندگانى را به سوى اسكندر گسيل داشتند تا از وى بخواهند آنها را ، از اينكه فرماندهى را بىدرنگ به وى واگذار نكردند ، مورد عفو و بخشش قرار دهد .
( 7 ) دموستن نيز عضوى از اين فرستادگان بود ، اما به جاى آن كه همراه با ديگر نمايندگان نزد اسكندر برود به مجرد آنكه به سيترون « 1 » رسيد با پاى پياده به آتن بازگشت ؛ خواه بهخاطر سياست ضدمقدونى گذشتهاش ترسيده بود ، خواه مىخواست در مقابل ديدگان پادشاه پارسيان ، مورد سرزنش قرار نگيرد .
( 8 ) در واقع گفته مىشود كه وى براى پيشبرد سياستى ضدمقدونى ، پول هنگفتى از پارسيان دريافت كرده بود . « 2 » در اينباره مىگويند كه اشين « 3 » نيز با نكوهش دموستن ، بهخاطر فساد ، در سخنرانىاى اعلام كرد : « كنون ، بىگمان ، طلاى شاه ، وامهاى او را پوشانده است ؛ ولى اين نيز بسنده نخواهد كرد ، زيرا هرگز دارايى و ثروت ، روح يك مفسد را خرسند نگردانيده است . » « 4 »
هامش
( 1 ) .Citheron( 2 ) . تبانى ميان دموستن و دربار شوش مسلم بوده است . ر . ك . به :Eschine , contreCtes . 156 - 164 - 173 - 209 - 239 - 250 - 259 ; justin , 11 , 3 ;پلوتارك( Demosthene , 20 , 4 - 5 )به اسنادى اشاره مىكند كه اسكندر در ارگ شوش پيدا كرد و براى اين خطيب ناگوار بود . ن . ك . به :G . L . Cawkwell , TheCrowningofDem osthenes , class . Quat . , 19 ( 1969 ) , pp . 176 - 177( 3 ) .( Eschine )؛ خطيب آتنى ( حدود 390 - 314 پ . م ) . وى رقيب دموستن بود .
( 4 ) . ر . ك . به :Eschine , contreCtes . 173