وارد مذاكره شد و آنان را متقاعد كرد و اينچنين ، نظرشان را به سوى خويش جلب كرد و با پراكندن ترس و وحشت در ميان برخى ديگر ، آنان را به راه راست رهنمون كرد . سر آخر ، برخى ديگر نيز از طريق نيروى قهريه ، مطيع شده و تحت فرمان او درآمدند .
4 .
( 1 ) وى در آغاز ، به تساليان ، خويشاوندى كهنى را كه آنها را از هراكلس به هم پيوند مىداد يادآور شد . « 1 » اينچنين پس از آنكه با سخنانى دلپذير و وعدههايى بزرگ ، دل آنها را به دست آورد ، ايشان را متقاعد ساخت به واسطهى حكمى از اتحاديهى تساليان « 2 » ، فرماندهى را كه وى از پدرش به ارث برده بود ، به وى واگذارند .
( 2 ) پس از آن ، وى نظر مردمان همسايه را به سوى خويش جلب كرد و آنان را با خود همداستان كرد . آنگاه به سوى ترموپيل پيش رفت و شوراى آمفيكتيون « 3 » را گرد هم آورد و آنها را متقاعد ساخت تا به واسطهى حكم شوراى مركزى ، سيادت يونان را به وى واگذار كنند .
( 3 ) در طى مبادلات سياسى با مردمان آمبراسى ، با رويى خوش فرستادگان آنها را پذيرا شده و به آنان باوراند كه اكنون زمان براى استقلالشان اندكى زود است و وى آن را با خلوص نيت به آنها خواهد بخشيد !
( 4 ) اما براى ترساندن آنهايى كه از اطاعت سر باز مىزدند پيشاپيش سپاه مقدونى ، با ساز و برگى رعبانگيز ، قدم در راه نهاد . با راهپيمايى شتابان به بئوسى
هامش
( 1 ) . ر . ك . به : ژوستن ، 11 ، 3( Duxuniversae gentiscreatusest . )؛ يك خويشاوندى افسانهاى ، تمنيدها و آلوئادها را به هم پيوند مىداد . ن . ك به :M . Sordi , Lalegatessalafin oadAlessandroMag no ( 1958 ) , pp . 68 - 69 .از اين روى ، از 356 - 357 پ . م اينان از فيليپ حمايت مىكردند ( ديودور ، ك 16 ، 14 ، 1 - 2 )
( 2 ) . دربارهى روابط اسكندر با اتحاديهى تسالى ؛ ن . ك . به :H . D . Westlake , Thessalyinthefou rthcenturyB . C . ( 1935 ) , p . 217 - 223 ; M . Sordi , op . cit . , pp . 302 - 306اسكندر مىبايست از آزردن تساليان خوددارى مىكرد ، زيرا اينان آنچنان به قوانين خويش پايبند بودند كه در واقع شاهان مقدونى بر آنها حكمفرمايى مىكردند . ر . ك به : پوليب ( 4 ، 76 )
( 3 ) .Leconse ildesAmphictyons