( 3 ) دموفون راه ميانبر را در پيش گرفت و ناگهان نزد تباييان - كه انتظار ديدنش را نداشتند - ظاهر شد . گذشته از اين ، سربازان زيادى از ديگر شهرهاى بئوسى ، بدانجا شتافتند و بدينسان ، تباييان سپاهى بىشمار را در اختيار گرفتند .
( 4 ) در واقع ، دستكم دوازده هزار سرباز سنگين اسلحهى هوپليت و بيش از دو هزار سوارهنظام ، در آنجا گرد آمده بودند . جملگى آنان مىخواستند با شوروشوق محاصره را پىگيرند ؛ اين جمعيت ، به چند بخش تقسيم شدند كه پىدرپى بر دشمن يورش برده ، شبانه روز جنگى بىوقفه را پى گرفتند .
27 .
( 1 ) سپاهيان مستقر در كادمه ، كه به واسطهى تحريك و تشويق فرماندهان خويش ، جانى دوباره گرفته بودند به سختى در برابر دشمن ايستادگى مىكردند . آنها اميدوار بودند كه لاسدمونيان ، با سپاهى قدرتمند ، به يارىشان بشتابند . تا زمانى كه از آذوقه كافى برخوردار بودند به سختى با مخاطرات رويارو شده ، شمار زيادى از محاصرهكنندگان را كشته و زخمى كردند . موقعيت آكروپول ، دفاع از آن را برايشان آسان مىكرد ، ولى چون قحطى بالا گرفت و ارسال تداركات لاسدمونيان به درازا انجاميد ؛ تفرقه در بين آنها پديدار گشت .
( 2 ) لاسدمونيان بر اين عقيده بودند كه مىبايست تا سر حد مرگ بجنگند ؛ امّا سپاهيانى كه توسط شهرهاى متحدين بسيج شده و شمارشان بسيار بيشتر از شمار لاسدمونيان بود ؛ بر اين عقيده بودند كه بايد كادمه را رها سازند . سپاهيانى كه حتى از اسپارت آمده بودند ناچار شدند كه به خاطر شمار اندكشان ، همراه با سايرين ، آكروپول را تخليه كنند . بنابراين تسليم رأى سايرين شده ، برآن شدند كه آزادانه راهى شوند و به پلوپونز بازگردند .
( 3 ) با اين حال ، لاسدمونيان ، با نيروهايى چشمگير ، به سوى تب لشكركشى كردند ؛ آنها دير رسيدند و اندك زمانى بعد ، بىآنكه نتيجهاى عايدشان شده باشد ، بازگشتند . آنان سه تن « 1 » از فرماندهان مأمور ساخلو را محاكمه كردند ، دو تن از آنها را
هامش
( 1 ) . بر پايهى نظر گزنفون ( تاريخ يونان ، 5 ، 4 ، 13 ) آنان يك نفر را به مرگ محكوم كردند ، امّا پلوتارك ( حيات مردان نامى ، پلوپيداس ، 13 ) اظهارنظر ديودور را تأييد مىكند .