گسيل داشتند تا شورش تب را خبر داده و از آنان بخواهند كه هرچه سريعتر نيروهاى كمكى برايشان ارسال كنند ؛ در مدّت انتظار ، از آنجا كه در موقعيتى برتر قرار داشتند ، به دفاع از خويش پرداخته و بسيارى از محاصرهكنندگان را كشته و مجروح كردند .
( 4 ) تباييان كه انتظار داشتند از جانب يونان ، سپاه چشمگيرى براى تقويت لاسدمونيان رهسپار شود ، نمايندگانى را به سوى آتن روانه ساختند . آنها به آتنيان خاطرنشان ساختند كه تباييان ، هنگامى كه آنان ، تحت انقياد سى تن جبار قرار داشتند ، براى استقرار دموكراسى به آتنيان يارى رساندند و حال از آتنيان انتظار دارند كه با تمامى نيروهاى خويش ، به يارىشان شتافته ، به آنها كمك كنند تا پيش از رسيدن لاسدمونيان ، كادمه را به تصرف خويش در آوردند .
26
( 1 ) جملگى آتنيان ، وقتى سخنان نمايندگان را شنيدند ، براى آزادى تب ، به ارسال فورى قدرتمندترين سپاه ممكن رأى دادند « 1 » : آتنيان ، در پى آن بودند كه هم دين خويش را ادا كرده و هم بئوسيان را وادارند كه به حالت آماده باش جنگى درآيند تا براى جنگيدن عليه سيادت لاسدمونيان ، به عنوان متحدى قدرتمند در كنار آتن باشند ، زيرا هيچ ملت ديگرى در يونان - آنگونه كه به نظر مىرسيد - از چنين مردمانى ، بىشمار و بىباك براى جنگ برخوردار نبود .
( 2 ) آتنيان ، سرانجام دموفون « 2 » را به فرماندهى اين لشكركشى تعيين كردند :
وى بىدرنگ پنج هزار سرباز سنگين اسلحهى هوپليت و پانصد سوارهنظام گرد آورد و در سپيده دم فرداى آن روز ، آتن را با سپاه ترك كرد و با شتاب فراوان روانه شد و سعى كرد پيش از لاسدمونيان ، به آنجا برسد . آتنيان تنها به اين بسنده نكرده ، نيروهاى خويش را فراخواندند تا در صورت لزوم به بئوسى اعزام دارند .
هامش
( 1 ) . روايت ديودور منسجم ، ولى بسيار متفاوت از روايت گزنفون ( تاريخ يونان ، 5 ، 4 ، 9 - 12 ) است .
بر پايهى نظر ديودور ، دخالت سپاهيان آتنى ناشى از تصميم مجمع بود ، ولى بر پايهى نظر گزنفون اين مداخله ، ناشى از تصميم شخصى دو رزمآرا بود كه با ميهنپرستان تبايى همداستان شده بودند . بر طبق نظر ديودور ، محاصره چندين روز به طول انجاميد ولى براساس نظر گزنفون ، كادمه ، در همان روز شورش به شورشيان واگذار شد .
( 2 ) .Demophon