مصر ، موجب از دست رفتن حمايت شاه بزرگ از مردم يونان شده است . وى همچنين اعزام ايفىكرات را ، بهعنوان فرمانده ، به پارس خواستار شد .
( 4 ) آتنيان كه مىخواستند از مساعدتهاى شاه پارس برخوردار شده و با فارناباز از در صلح درآيند ، بىدرنگ خابرياس را از مصر فراخوانده و ايفىكرات را اعزام كردند تا بهعنوان فرمانده ، در كنار پارسيان مشغول نبرد شود .
( 5 ) برطبق قراردادى كه پيش از اين منعقد شده بود ، در آن زمان ، هنوز صلح ميان آتنيان و لاسدمونيان برقرار بود « 1 » . امّا ، بعدها اسفودريادس « 2 » اسپارتى كه به فرماندهى منصوب شده و شخصيتى خودخواه و عصبى داشت به وسيلهى كلئومبروتوس ، پادشاه اسپارت ، متقاعد شد كه پيره را به تصرف خويش درآورد . با افورها نيز مشورت نشد . اسفودريادس سعى كرد با بيش از ده هزار سرباز ، شبانگاه ، پيره را به تصرف درآورد ، ولى آتنيان آگاه شده و اينچنين ، اقدامش با شكست مواجه گرديد و وى بدون گرفتن نتيجهاى ، عقبنشينى كرد .
( 6 ) وى در برابر مجمع اسپارتيان محاكمه شد : شاهان اسپارت از وى دفاع كرده و او از هر جرمى ، تبرئه شد « 3 » .
( 7 ) در اين زمان ، آتنيان ، بسيار ناخرسند از آنچه روى داده بود ، ابراز داشتند كه لاسدمونيان پيمان صلح را نقض كردهاند و برآن شدند كه با آنها وارد جنگ شوند ؛ آنان 3 تن از برجستهترين شارمندان را به نامهاى تيموته ، خابرياس و كاليستراتوس به فرماندهى برگزيدند .
آنها به فراهم آوردن بيست هزار سرباز سنگين اسلحهى هوپليت و پانصد سوارهنظام و تجهيز دويست كشتى جنگى رأى دادند . وانگهى تباييان را در شوراى مركزى پذيرفته « 4 » و آنها را نيز چون سايرين از حقوقى برابر ساير اعضا
هامش
( 1 ) . در بهار 378 پ . م
( 2 ) . گزنفون ( تاريخ يونان 5 ، 4 ، 15 ) و پلوتارك ( حيات مردان نامى ، پلوپيداس 14 ، 2 ؛ آژزيلاس ، 24 ) از وى همواره با نام اسفودرياس( Sphodrias )ياد مىكنند .
( 3 ) . ر . ك به : روايت طولانى گزنفون ( تاريخ يونان ، 5 ، 4 ، 20 - 33 ) ؛ همچنين نگاه كنيد به : پلوتارك ( حيات مردان نامى ، پلوپيداس ، 14 ، 2 - 3 ؛ آژزيلاس ، 24 ، 3 - 26 ، 1 ) .
( 4 ) . پس از فسخ پيمان صلح ، تب وارد شوراى مركزى مىگردد و جزء ديگر همپيمانان آتن به شمار مىآيد .