مىكردند كه با دشمن مىجنگند ؛ همديگر را كشته يا مجروح مىكردند « 1 » . عاقبت ، آنها با دادن قربانىهايى براى كفارهى گناهان خويش مورد بخشايش ايزد واقع شدند . كارتاژيان پس از آنكه به سختى فراوان از اين بلايا رستند ، عليه ليبياييان جنگى را آغاز كردند كه در آن فاتح شدند و ساردنى را دگربار به چنگ آوردند .
378 - 377 پ . م 25 .
( 1 ) هنگامى كه نوزىنيكوس « 2 » ، آرخونت آتن بود ، روميان چهار تريبون نظامى به نامهاى م . كورنليوس ، ك . سرويليوس ، م . فوريوس و ل . كوينكتيوس را ، به جاى كنسولها ، منصوب كردند .
در اين سال ، جنگى كه آن را جنگ بئوسى « 3 » مىخوانند ، ميان لاسدمونيان و بئوسيان ، آغاز شد . منشأ آنچنين است . لاسدمونيان به ناحق ، ساخلوى خود را در كادمه نگاه داشته ، بسيارى از بزرگان را تبعيد كردند ؛ تبعيديان با هم متحد گرديده ، به كمك آتن ، شبانگاه ، به سرزمين خويش بازگشتند .
( 2 ) آنان ، در ابتدا ، طرفداران لاسدمونيان را ، در خانههايشان غافلگير كرده ، از دم تيغ گذراندند « 4 » . آنگاه همشهريان خود را به استقرار آزادى فراخوانده ، همكارى جملگى تباييان را به دست آوردند « 5 » . عموم ، بىدرنگ سلاح بر دست شتافته و سحرگاهان به محاصرهى كادمه ، مبادرت ورزيدند .
( 3 ) ساخلوى لاسدمونيان كه ارگ شهر را در اشغال خويش داشت ، مشتمل بر هزار و پانصد تن ، از جمله متحدين بود ؛ آنها شتابان پيكهايى را به اسپارت
هامش
( 1 ) . پوزانياس ، روىدادى نظير آنچه را در بالا آمده ، با توضيحات بيشترى ارائه مىدهد : توصيف وحشت گالاتهاى گلوآيى در دلف ( 10 ، 23 ، 7 - 8 ) . آنان همچون كارتاژيان مىپنداشتند كه مورد هجوم دشمنان واقع شدهاند ، بدينسان به دو گروه تقسيم شده بودند و يكديگر را قتل عام مىكردند .
( 2 ) .Nausinicos( 3 ) .GuerredeBeotie( 4 ) . ر . ك به : گزنفون ( تاريخ يونان ، 5 ، 4 ، 2 - 6 ) و روايات مفصل پلوتارك ( حيات مردان نامى ، پلوپيداس ، 7 - 12 )
( 5 ) . ر . ك به : گزنفون ( تاريخ يونان ، 5 ، 4 ، 8 - 9 ) ؛ پلوتارك ( حيات مردان نامى ، پلوپيداس ، 12 )