سر . سولپيسيوس « 1 » برگزيده شدند .
اليديان صدمين بازىهاى المپيك را برگزار كردند كه در طى آن ديونى سودوروس تارنتى « 2 » فاتح مسابقات دو و ميدانى گرديد .
( 2 ) در اين سال شاه اسپارت ، آژزىپوليس ، بر اثر بيمارى درگذشت ؛ وى چهارده سال پادشاهى كرد . برادرش ، كلئومبروتوس ، جانشين وى شد و نه سال پادشاهى كرد . لاسدمونيان ، پولىبياداس « 3 » را به فرماندهى برگزيده ، وى را به جنگ با اولنت فرستادند .
( 3 ) پولىبياداس فرماندهى سپاه را عهدهدار شد ، عمليات را با قدرت و مهارت پىگرفت و پيروزىهاى زيادى به دست آورد .
وى پس از آنكه پيروزى بزرگى را از آن خود كرد و چند پيروزى ديگر به دست آورد ، آنگاه شهر اولنتيان را محاصره كرده و آنها را درون شهر خويش محبوس كرد ، عاقبت توانست يوغ بندگى لاسدمونيان را بر گردن دشمن كه ترس بر او مستولى شده بود ، نهد . هنگامى كه اولنت در شمار متحدين اسپارت قرار گرفت ، بسيارى از ديگر سرزمينها نيز ، شتابان خود را در شمار سرزمينهايى قرار دادند كه سيادت لاسدمونيان را پذيرفته بودند . بنابراين ، دورانى فرا رسيد كه لاسدمونيان در ذروهى قدرت قرار گرفتند « 4 » و در يونان ، سيادت بر زمين و دريا را فراچنگ آوردند .
( 4 ) در واقع ، ساخلويى ، تب را تحت نظارت خويش گرفته بود ؛ كورنت و آرگوس هنوز از آخرين جنگها قد راست نكرده بودند و آتن نيز از آوازهى ننگينى در يونان برخوردار بود ، زيرا اين شهر كوچنشينهايى را مستقر كرده بود كه با مردم ، چونان دشمنانى رفتار مىكردند . برعكس ، لاسدمونيان ، تمام همّ و غم خويش را بر
هامش
( 1 ) .Ser . Sulpicius( 2 ) .LeTare ntinDionysodoros( 3 ) .Polybiadas( 4 ) . ديودور و گزنفون ( تاريخ يونان ، 5 ، 3 ، 27 ) اوج قدرت اسپارت را در يك زمان و آن هم سال 379 پ . م ، پس از انقياد اولنت ، مىدانند . هر دو مورخ اشاره مىكنند كه قدرت اسپارت ، در آن زمان ، در اوج خود قرار داشت . دو متن از نظر محتوا كاملا يكساناند : آنها شهرهاى متفاوت را به اجمال نظر مىافكنند و اغلب داورىهايشان نيز دربارهى آنها يكسان است .