( 2 ) از ميان شعرايى كه پيرامون او بودند ، بايد از فيلوكسنوس « 1 » ، مؤلف ديتى رامبها « 2 » كه بهخاطر نوآورىهايش در شعر معروف بود ، نام برد . در صرف شامى كه پس از آن اشعار جبار خوانده شد ، عقيدهى فيلوكسنوس را جويا شدند . پاسخ وى بسيار صريح و بىپرده بود . جبار كه دلآزرده شده بود ، با بيان اين كه وى ، از روى حسادت ، شعرهايش را تحقير كرده است ، فيلوكسنوس را به باد سرزنش و انتقاد گرفته و به ملازمينش دستور داد كه وى را بىدرنگ ، به لاتومى « 3 » برند .
( 3 ) فرداى آن روز ، دوستان فيلوكسنوس از دنيس خواستند كه بر وى رحم آورد . دنيس با وى از در صلح درآمد و دگربار ، همان ميهمانان را براى شام دعوت كرد . پس از لختى ميگسارى ؛ دنيس دگربار به تمجيد و ستايش اشعارش پرداخت و برخى از آنها را كه موفقيتآميز مىپنداشت از بر خواند و از فيلوكسنوس پرسيد :
« اين اشعار را چگونه مىبينى ؟ » فيلوكسنوس بىآنكه پاسخى بدين سؤال دهد ملازمان دنيس را فراخوانده ، به آنها گفت كه وى را به لاتو مىبرند .
( 4 ) دنيس كه از اين جواب زيركانه به خنده افتاده بود ، صراحت فيلوكسنوس را برتافت ؛ چه اين مزاح ، انتقاد را ملايمتر و نرمتر ساخت . مدت زمانى بعد ، چون نزديكان وى و دنيس از او خواستند ، از صراحت بىجايش چشمپوشى كند ، فيلوكسنوس قولى حيرتآور داد : او گفت كه در پاسخهايش ، جانب حقيقت را خواهد گرفت و در عين حال ، دنيس را نيز خرسند خواهد گرداند و به اين قول ، جامهى عمل پوشاند .
( 5 ) يك روز كه جبار اشعارى در باب موضوعى تأثرانگيز از برخوانده بود ، از وى پرسيد : « اين شعر را چگونه مىيابى ؟ » ، وى گفت : « رقّتآور » . او به لطف اين پاسخ دو پهلويش ، به قولش جامهى عمل پوشاند : دنيس در واقع گمان كرد كه
هامش
( 1 ) . فيلوكسنوس سيترى( Phi loxenosdecythere )از بزرگترين نويسندگان ديتىرامبهاى عصر خويش بوده است .
( 2 ) . ديتىرامبها( Dithyrambes )؛ سرودهايى شورانگيز در وصف ديونىسوس ، الههى شراب ، بودند .
( 3 ) . ر . ك : لوسين ، عليه يك ناآگاه ، بند 15 . بنابر نظر آتنه ( 1 ، 7 ) شاعر بهخاطر فريفتن گالاته محكوم گرديد ( گالاته [[ Galatee، در واقع ، عنوان يك از ديتىرامبها مىباشد . )