مهمتر را وادار به اطاعت از خويش كردند ؛ آنها حتى به مدّت دو سال پيمان صلح همگانى را زير پا نهادند . لاسدمونيان هنگامى كه دريافتند مانتينه - شهرى كه در همسايگىشان قرار دارد - داراى جمعيت زياد و مردان شجاعى است و به مدد صلح همگانى ، به شيوهاى نگران كننده ، در حال گسترش و پيشرفت است ، براى تحقير اين مردمان بسيار مغرور ، لختى درنگ نكردند « 1 » .
( 4 ) آنان در ابتدا نمايندگانى را به مانتينه فرستادند تا آنان را وادارند باروهاى شهر خويش را ويران ساخته و تمامى ساكنين شهر ، به پنج دهكده قديمى « 2 » - كه از دير زمانى آنجا را ترك كرده بودند تا با هم در شهر مانتينه زندگى كنند - كوچانده شوند « 3 » . ساكنين مانتينه به اين دستور وقعى ننهادند و لاسدمونيان با سپاهى ، شهر را به محاصره در آوردند .
( 5 ) ساكنين مانتينه ، نمايندگانى را به آتن فرستادند تا از آنها تقاضاى كمك كنند ؛ آتن از نقض پيمان صلح همگانى امتناع كرد . با وجود اين ، ساكنين مانتينه ، با نيروهاى خودى ، محاصره را برتافتند و به سختى در برابر دشمن از خود دفاع كردند . بدينسان ، جنگهاى تازهاى در يونان آغاز شد .
6 .
( 1 ) در سيسيل ، دنيس ، جبار سيراكوز ، كه از نگرانى جنگ عليه كارتاژها به در آمده بود ، در صلح و آرامش روزگار مىگذرانيد ؛ بدينخاطر شوروشوق سراييدن شعر ، سراسر وجودش را فراگرفت « 4 » . وى پرآوازهترين شاعران را نزد خويش فرامىخواند ، همواره آنها را از الطاف خويش بهرهمند مىساخت و آنها را بسان استادان و نقادانى مىانگاشت . او كه از داورىهاى متملقانهى اطرافيانش سرمست مىشد ، بيش از پيروزىهايش در جنگ ، بر اشعارش مىباليد .
هامش
( 1 ) . با روايت گزنفون بسيار متفاوت است : او با بيان عدم وفادارى مانتينه ، رفتار اسپارت را توجيه مىكند .
( 2 ) . ديودور به مانند افور و استرابون ( جغرافيا ، 8 ، 3 ، 2 ) دهكدهها را پنج تا مىداند . گزنفون ( تاريخ يونان ، 5 ، 2 ، 7 ) فقط از چهار دهكده نام مىبرد .
( 3 ) . برپايه نظر گزنفون ، اسپارت مطالبات كمترى داشت . اسپارت ، در آغاز ، تنها خواهان نابودى باروها بوده است . پراكندن عموم در دهكدهها ، تنها پس از پيروزى نهايى معنا پيدا كرد .
( 4 ) . قسمتهايى از اثرش توسط ب . اسنل جمعآورى شده است .