سرويوس سولپيسيوس « 1 » را به كنسولى برگزيدند « 2 » . در اين سال ، پادشاه سالامين ، اواگوراس ، مصر را به آهنگ قبرس ترك كرد : او پولى را كه آخوريس پادشاه فراهم كرده بود ، با خود آورد ، « 3 » امّا اين مبلغ انتظاراتش را برآورده نمىكرد . او سالامين را در محاصرهاى سخت ديد و متحدينش نيز وى را رها كرده بودند : پس ناگزير از مذاكره با دشمن شد .
( 2 ) تيرىباز ، فرمانده كل سپاهيان پارس ، اعلام كرد كه صلح را با شرايط زير مىپذيرد : اواگوراس از تمامى شهرهاى قبرس ، غير از سالامين - كه در آنجا به عنوان پادشاه باقى خواهد ماند - چشمپوشى و هر ساله خراج ثابتى را به پادشاه پارس پرداخت كرده و از وى اطاعت كند ، چونان بردهاى كه از اربابش اطاعت مىكند .
( 3 ) به رغم سنگينى اين شرايط ، اواگوراس تمام مفاد را غير از شرط آخر ، پذيرفت . وى از اطاعت بردهوار ، سرباز زده ، گفت كه مىبايست همچون شاهى ، تحت امر پادشاهى ديگر باشد . تيرىباز بدان رضايت نداد ؛ سردار ديگر اورونتس ، كه از شهرت تيرىباز رشك مىبرد ، نامهى محرمانهاى به سوى اردشير فرستاد كه در آن ، تيرىباز به اين دلايل ، متهم شده بود « 4 » :
( 4 ) وى در اين نامه ، ابتدا تيرىباز را متهم كرد كه در حالى كه مىتوانست سالامين را به اشغال خويش درآورد اين كار را نكرد ، فرستادگان دشمن را پذيرا شد و با دشمن به توافق رسيد ؛ همچنين پيمانى به سود خويش با لاسدمونيان منعقد ساخت ، با آنها از در دوستى درآمد و نيز افرادى را به پىتو « 5 » گسيل داشت تا نظر
هامش
( 1 ) .ServiusSulpicius( 2 ) . از اين افراد در كتاب 14 ديودور ( 99 ، 1 ) ، مربوط به سالهاى 391 - 390 پ . م ، نيز نام برده شده است . ر . ك به : تيت ليو ( 5 ، 29 ، 2 )
( 3 ) . بر پايهى نظر تئوپومپ ، شاه مصر نكتنيبيوس( Nectenibios )بود . چنين چيزى غيرممكن مىنمايد .
نكتانبوس اوّل( NectanebosI )به سال 379 - 378 پ . م شاه شد . دربارهى تاريخ جلوس اين پادشاهان ر . ك به : اى . بيكرمان ، « گاهشمارى وقايع سلسلهى سىام » ، ملانژ ماسپرو ، ج 1 ( شرق باستان ) ، قاهره ، 1934 .
( 4 ) . تئوپومپ وقايع را به گونهاى ديگر تفسير مىكند : خصومت شخصى تيرىباز نسبت به اواگوراس ، سازش اواگوراس با اورونتس و غيره .
( 5 ) .Pytho