مربوط مىشود .
5 .
( 1 ) همزمان با اين رخدادها ، لاسدمونيان تصميم گرفتند كه عليه مانتينه ، بدون در نظر گرفتن معاهدات جارى ، لشكركشى كنند . دلايل اين لشكركشى چنين است : در آن زمان يونان ، از صلحى همگانى معروف به آنتالسيداس برخوردار بود كه براساس آن ، تمامى شهرها از ساخلوها تخليه شده و براساس توافقى عمومى ، خودمختارى به آنها داده شد . لاسدمونيان به واسطهى دلبستگى به سيادت و ميل به جنگ ، اين صلح را چونان خارى در چشم ، غير قابل تحمّل مىانگاشتند : آنان حسرت قدرت مطلقى را مىخوردند كه پيش از اين بر يونان اعمال مىكردند و بىصبرانه در پى تغييرى بودند .
( 2 ) لاسدمونيان ، بىدرنگ پس از پيمان ، سعى كردند شهرها را تحريك كنند و به كمك هوادارانشان در اين شهرها ، آشوبهايى را برانگيزند . در ميان اين شهرها ، برخى ، بهانههاى موجهى براى اين كار به دست لاسدمونيان دادند . در واقع هنگامى كه اين شهرها صاحب خودمختارى شدند ، از افرادى كه در زمان سيادت لاسدمونيان ، در رأس قدرت بودند خواستار توضيح شدند « 1 » . در مقابل كيفر خواستهاى سنگينى كه در آنها ، عطش انتقامجويى جناح مردمى و پرطرفدار موج مىزد و نيز در مقابل محكوميتهاى بىشمار به تبعيد ، لاسدمونيان طرف جناح شكست خورده را گرفتند .
( 3 ) لاسدمونيان با پذيرفتن و آوردن تبعيديان به نزد خويش ، ابتدا شهرهاى ضعيف را به روز اسلحه به بردگى كشيدند « 2 » ؛ آنگاه با توسل به جنگ ، شهرهاى
هامش
( 1 ) . ديودور تنها مورخى است كه از واكنش ضد اسپارتى ، در شهرهايى كه تا آن زمان تحت فرمان لاسدمونيان بودند ، سخن مىراند . بيان چنين مسألهاى ، دست كم ، حيرتآور است : او به هيچ نمونه و مثالى اشاره نمىكند و روىدادهاى حاضر ، بيشتر كين ستاندن اسپارت و هوادارانش را در ذهن متبادر مىسازد .
( 2 ) . ديودور تنها كسى است كه اظهار مىدارد ، اسپارت به شيوهاى روشمند ، از اختلافات داخلى شهرها بهره جسته است ؛ اين امر كاملا قابل پذيرش است . امروزه ، تنها 2 شهر را مىشناسيم كه قربانى اسپارت شدند و در آنجا ، گروههاى هوادار اسپارت ، نقش تعيينكنندهاى ايفا كردند . شهر فليونت ( ر . ك به : گزنفون ، هلنيكا ( تاريخ يونان ) 5 ، 2 ، 8 ؛ 5 ، 3 ، 10 - 13 ؛ 5 ، 3 ، 17 ؛ 5 ، 3 ، 25 ) و شهر تب ( ر . ك به : گزنفون ، تاريخ يونان ، 5 ، 2 ، 25 - 31 ) .