روميان براى آنها دامى گستردهاند .
( 6 ) اما وقتى در چهارمين روز به واقعيت پى بردند ، از دروازهها گذشته ، به شهر درآمده و غير از چند خانه كه بر كوه پالاتن « 1 » واقع بود ، باقى شهر را ويران ساختند . آنگاه يورشهاى پىدرپىاى را به نقاط مستحكم آغاز كردند ؛ اما اين حملات هيچ آسيب قابل ملاحظهاى بر روميان وارد نساخت ، در حالى كه سلتها افراد زيادى را از دست دادند . آنان با وجود اين ، از حملات چشمپوشى نكردند ، زيرا براين باور بودند كه اگرچه نمىتوانند دژ را به زور تصرف نمايند ، ولى روميان با گذر زمان و فقدان آذوقه ، شكست را پذيرا خواهند شد .
116 .
( 1 ) هنگامى كه روميان به اين اوضاع بحرانى گرفتار آمدند ، تيرهنىها - همسايگانشان - پيشروى كرده ، سرزمين روميان را اشغال و آن را ويران ساختند .
آنان شمار زيادى اسير گرفته و غنايم زيادى جمع كردند ، اما روميانى كه به وئيس پناه برده بودند بهگونهاى غير منتظره بر تيرهنيان يورش برده ، آنها را فرارى داده ، غنايمشان را از آنها بازپس گرفته و اردويشان را به اشغال خويش درآوردند .
( 2 ) روميان كه اينچنين صاحب سلاحهاى بىشمارى شده بودند ، آنها را ميان كسانى كه فاقد سلاح بودند ، تقسيم كردند و نيروهايى را كه از اطراف گرد هم آورده بودند ، مسلح ساختند ؛ زيرا مىخواستند آنهايى را كه درون كاپيتول پناه برده و اينك در محاصره بودند ، آزاد سازند .
( 3 ) ولى نمىدانستند چگونه آنها را از كمكى كه برايشان فراهم آورده بودند ، باخبر سازند ؛ زيرا سلتيان با سپاه بىشمار ، محاصرهشدگان را كاملا در احاطهى خويش داشتند تا اينكه كومينيوس پونتيوس « 2 » نامى ، رشادتى از خويش به خرج داد تا شجاعت كسانى را كه در كاپيتول در محاصره بودند ، برانگيزد .
( 4 ) وى خود به تنهايى راهى شد و از شب بهره جست تا با شنا از رود عبور كند . بدينسان ، بىآنكه ديده شود خود را به پاى صخرهى پرشيب كاپيتول رساند .
هامش
( 1 ) .( LemontPalatin )؛ يكى ديگر از تپههاى هفتگانهى روم باستان . محل سكونت امپراتوران روم بر فراز اين تپه بود .
( 2 ) .CominiusPontius