شهر خارج شده ، سرزمين روميان را ترك گويند .
( 8 ) چون خانهها ويران و شمار زيادى از شارمندان هلاك شده بودند ، روميان به جملگى كسانى كه مىخواستند در شهر مستقر شوند ، وعده دادند كه اجازه خواهند داشت ، هرجايى كه مايلند خانههايشان را بنا كنند و خشتهايى را به هزينهى خزانهى ملى ، در اختيار آنها قرار دادند . اين خشتها امروزه نيز به نام خشتهاى دولتى « 1 » معروفند .
( 9 ) اما چون هركس به ميل خويش هرجا كه مىخواست خانهاى مىساخت ، خيابانهاى شهر باريك و پر پيچ و خم شدند . بههمين خاطر ، وقتى جمعيت روم بعدها رو به فزونى نهاد ، مرتب كردن راهها غيرممكن شد . همچنين برخى نويسندگان گزارش كردهاند ، زنانى كه براى رهايى ميهن زيورآلاتشان را تقديم كرده بودند به عنوان پاداش اجازه يافتند تا سوار بر گردونهها در شهر گردش كنند .
117 .
( 1 ) روميان به خاطر اين ناكامى به سختى رو به ضعف نهاده بودند ؛ وولسكها از اين فرصت بهره جستند تا به آنها اعلان جنگ دهند . از اينروى ، تريبونهاى نظامى روم دستور سربازگيرى دادند . آنها با نيروهايشان در مكانى به نام كشتزار مارس « 2 » - كه در دويست استادى روم واقع بود - اردو زدند .
( 2 ) چون وولسكها داراى سپاهى بودند كه از حيث شمار برتر مىنمود و پيش از اين نيز ، اردوگاه روميان را به محاصرهى خويش درآورده بودند ، شارمندان رومى كه نگران امنيت سپاه بودند ، ماركوس فوريوس [ كاميل ] « 3 » را به عنوان ديكتاتور برگزيدند . . . « 4 »
( 3 ) او تمامى مردان واجد شرايط را مسلح كرد و شبانگاه از شهر خارج
هامش
( 1 ) .briquesdel'Etat( 2 ) .( ChampdeMars )؛ مارس خداى جنگ روميان و معادل آرس يونانيان . وى همچنين داراى خصوصياتى در زمينهى كارهاى ارضى و كشاورزى بود .
( 3 ) . [Camille]MarcusFurius( 4 ) . متن در اين قسمت افتادگى دارد .