سپاهيان با سر دادن فريادها و بانگهاى بلند ، به سوى ميدان نبرد پيش تاختند .
سربازان زبدهى سلت كه ضعيفترين سپاهيان رومى را پيش روى خويش داشتند خيلى زود آنان را از تپهها فرارى دادند .
( 5 ) فراريان به سپاهى كه دشت را اشغال كرده بود ، ملحق شده ، موجب آشفتگى در ستون روميان شدند و چون سلتيان از تعقيب آنان باز نايستادند ، ترس و وحشت همه را فرا گرفت . بيشتر سربازان به سوى كرانههاى رود روان شده ، با آشفتگى بر روى هم مىافتادند . بدين ترتيب سلتيان بدون زحمت و دشوارى ، آنهايى كه ستونهاى آخر را اشغال كرده بودند از دم تيغ گذراندند . اينچنين سراسر دشت مملو از اجساد گرديد .
( 6 ) از بين فراريان ، آنانى كه شجاعتر بودند پس از رسيدن به ساحل رود سعى كردند با تمام جنگافزارهايشان ، از آن عبور كنند . آنان از جوشنهاى خويش به اندازهى جان خويش محافظت مىكردند . ولى چون جريان رود بسيار تند بود تعداد زيادى از آنان به خاطر سنگينى اين جنگافزارها از توان افتاده ، در امواج هلاك شدند ؛ تنها برخى از آنها به فاصلهى مناسبى خود را به جريان رود وانهاده ، به سختى موفق به نجات جان خويش شدند .
( 7 ) اما چون از طرف دشمن تحت فشار قرار گرفتند ، بسيارى از نجاتيافتگان در كرانههاى رود به قتل رسيدند . كسانى كه در اين هزيمت و فرار جان خويش را نجات داده بودند ، سلاحهايشان را زمين نهاده ، با شنا از تيبر عبور كردند .
115 .
( 1 ) سلتيان به هيچ روى از كشتار بازنايستادند : شمار زيادى از روميان را در سواحل تيبر به قتل رسانده ، زوبينها را به سوى كسانى كه با شنا جان خويش را نجات مىدادند ، پرتاب مىكردند . زوبينها ، يكى بعد از ديگرى ، بر روميان فرود مىآمد و آنها را از پاى درمىآورد « 1 » . برخى كه جراحتهاى كارى برمىداشتند
هامش
( 1 ) . با توجه به توصيف ديودور ، گويا رود آنچنان مملو از روميان گشته بود كه پرتاب هر زوبين ، شكار انسانى را به دنبال داشت .